برگردان به زبان ساده
ای عزیز بر آب قصد زیارت از خانه ها و نظر کن بدیده عبرت بگورستانها تا به بینی چندین مقابرو مزار که خفته نازنینان در آن صد هزار سعی کردند و کوشیدند و در تا به حرص و امل جوشیدند از جواهر درها بر میان بستند و سبو سبو زر و سیم پر کردند و سودها گرد آوردند و حیله ها نمودند و نقدها ربودند عاقبت مردند و حسرتها بردند و انبارها انباشتند و غم دنیا بر دل بگذاشتند ناگاه جمله را بدر مرگ کشانیدند و شربت اجل چشانیدند
هوش مصنوعی: ای عزیز، به آب نگاه کن و از خانهها به زیارت برو. با دیده عبرت به گورستانها بنگر تا ببینی چقدر قبر و مزار هست که در آنها عزیزان خوابیدهاند. این افراد برای زندگی خود تلاش زیادی کردند و با حرص و آرزوهای زیاد به جمعآوری جواهرات و ثروت پرداختند. آنها ظرفهایشان را پر از زر و سیم کردند و سودهای زیادی به دست آوردند و با استفاده از حقهها و دلالیها، مالهایی را به دست آوردند. اما در پایان، همه آنها مردند و با حسرتهایی که به دل داشتند، از دنیا رفتند و تمام آن انباشتهای دنیا را بر جا گذاشتند. ناگهان همه آنها به سوی مرگ فراخوانده شدند و طعم اجل را چشیدند.
پلی شناس جهانرا و نو رسیده براو
مکن عمارت و بگذار و خوش ازو بگذر
هوش مصنوعی: به دنیا و زیباییهای آن attachments نداشته باش و به دنبال تجمل و ساختمانهای بزرگ نباش. به جای این کار، از آنچه داری لذت ببر و به آسانی از کنار مشکلات عبور کن.
کرا شنیدی و دیدی که مرگ دادامان
ز خاص و عام و بدو نیک و از صغیر و کبر
هوش مصنوعی: کسی را که دیدی و شنیدی، مرگ بر او تأثیر میگذارد؛ این موضوع برای همه انسانها، چه نیکوکار و چه بدکار، بزرگ و کوچک یکسان است.
اگر هزار بمانی و گر هزار هزار
بعاقبت ملک الموت آیدت بردر
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که زندگی کنی، حتی اگر هزار سال یا بیشتر، در نهایت باید با مرگ روبرو شوی و آن را پذیرا باشی.
ز گفت ناصر خسرو همی شنو پندی
حذر همیکن از این جور روزگار حذر
هوش مصنوعی: از سخنان ناصر خسرو یاد بگیر و از این نوع روزگار دوری کن.
و چون مآل حال فریفتگان این دنیا چنین است که شنیدی وعاقبت کار و بار ایشان اینست که دیدی پس از موت بیندیش و حجاب امل بردار از پیش و گرنه وای بر تو دوزخ مأوای تو
هوش مصنوعی: و چون سرانجام حال کسانی که فریب دنیا را خوردهاند اینگونه است که شنیدی و نتیجه کار آنها را نیز دیدی، پس بعد از مرگ بیندیش و پردهی آرزوها را از جلو بردار؛ وگرنه وای بر تو، که دوزخ جایگاه تو خواهد بود.
بدانکه دوستان خاک ترا جویانند و بزبان حال گویانند: ای جوانان غافل وای پیران جاهل دیوانه اید که نمی بینید؟ و بر حال ما نمی نگرید که ما در خاک و خون خفته ایم و چهره در نقاب نهفته ایم و هر یک ماه دو هفته ایم و به هفته از یاد شما رفته ایم ما نیز پیش از شما در بساط کامرانی بوده ایم و انبساط جهان فانی نموده ایم پستان دنیا مکیدیم و عاقبت شربت مرگ چشیدیم و از زندگانی وفا ندیدیم تا با خبر شدیم و خود را دیدیم جان بر باد فنا بردادیم و بر خاک عنا افتادیم نه از اهل و عیال دیدیم مرحمتی و نه از مال و منال منفعتی، قانعیم با این همه ندامت اگر در پیش نبودی قیامت اکنون ما را نه بالشی و نه قماشی و نه نقدی و نه فراشی نه سامانی و نه سفره و خوانی نه امکان صوت و صدائی
هوش مصنوعی: دوستان به خاک تو نیاز دارند و با زبان حال به تو میگویند: ای جوانان غافل و ای پیران نادان! آیا نمیبینید؟ و بر حال ما توجه نمیکنید که ما در خاک و خون خفتهایم و چهرهمان پوشیده است. هر ماه دو هفته از زندگیمان گذشته و از یاد شما رفتهایم. ما نیز پیش از شما از کامرانی و خوشیهای دنیا بهرهمند بودیم و از زیباییهای این جهان لذت بردیم. اما در نهایت، طعم مرگ را چشیدیم و از زندگی وفا نیافتیم. هنگامی که به حقیقت جانباختگی خود پی بردیم، بر زمین افتادیم و هیچ کمکی از خانواده و داراییمان دریافت نکردیم. با این حال، قانع به ندامت هستیم و اگر قیامت نبود، اکنون نه بالشی برای راحتی داریم، نه مالی، نه امکاناتی، نه سفرهای برای خوردن، و نه صدایی برای بیان احساساتمان.
همه هستیم مشتی گدائی حظ ما از دنیا حرمان است و گوشت ما نصیب کرمان است وقتی که بود ما را امکان و جوهر ما بود در کان نکردیم هنری و نجستیم خبری در پریشانی افتادیم و بر همان حال جان دادیم
هوش مصنوعی: ما همه در واقع مانند گدایانی هستیم که از دنیا هیچ بهرهای نداریم و زندگیمان بیشتر آکنده از نامرادی است. در حالی که حضور داشتیم و امکانهایی برایمان بود، به هیچ هنری نپرداختیم و از اخبار خوب بیخبر ماندیم. در اوضاع پریشانی به سر میبریم و با همان وضعیت جان خود را از دست میدهیم.
اگر ندارید جنون در ما نگرید که روح هر یک از ما می زارد و اشک حسرت می بارد و تعزیت حال خود می دارد کار ما زیان است و نفس ما از کرده پشیمان است روی آرید براه و بر حال ما کنید نگاه که نه از نام ما خبری و نه از اجساد ما اثری ابدان ما ریزیده و استخوان ما پوسیده و خانمان ما خراب منزل و مکان مابرات در بستر ما دیگران نائب و یتیمان ما از خانمان غائب رخساره بخاک آمیخته و دندان ما ریخته و زبان ما فروبسته ودهان ما در هم شکسته و تمامی اعضاء زخم خورده و مرغ روح ما پریده و سبزه از خاک ما دمیده ما در خاک تیره و شما برخاک خیره (ان فی ذلک لعبرة لاولی الالباب و الیه المرجع والمآب)
هوش مصنوعی: اگر جنون و دیوانگی ندارید، به حالت ما نگاه کنید که هر یک از ما غمگین و مغموم هستیم و اشک حسرت میریزیم. حال ما ناخوش است و از کارهای خود پشیمانیم. به راه ما بیفتید و به حال ما نظری بیفکنید؛ چرا که نه نشانی از نام ما هست و نه اثری از اجساد ما. بدنهایمان متلاشی شده و استخوانهایمان پوسیده و خانههای ما ویران است. در بستر ما دیگران نشستهاند و یتیمان ما از خانهمان غایباند. صورتهای ما به خاک آمیخته و دندانهایمان ریخته و زبانهایمان بسته است. دهانهایمان شکسته و تمام اعضای ما زخمی شدهاند. روح ما پرواز کرده و گیاهان از خاک ما جوانه زدهاند. ما در خاک تاریک خوابیدهایم و شما بر خاک روشن ایستادهاید. این موضوع درس عبرتی برای صاحبان عقل است و بازگشت به سوی اوست.
هر چیز که هست ترک میباید کرد
وز ترک اساس مرگ می باید کرد
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آرامش و حقیقت باید از هر چه هست، دست بکشی و با این دست کشیدن، به مرگ واقعی و معنوی نزدیک شوی.
در قطع تعلق از بدن راحت هاست
وزخواب قیاس مرگ میباید کرد
هوش مصنوعی: برای رهایی از وابستگیهای جسمی، آرامشهایی وجود دارد و باید از خواب توهمی مرگ آگاه شد.