برگردان به زبان ساده
سر ملوک جهان فخر دین تو آن شاهی
که ماه و مهر ز رای تو می برند شعاع
هوش مصنوعی: تو ای پادشاهی که بر همه حاکم هستی، افتخار دین و مذهب توست. از حکمت و تدبیر تو، مانند نور خورشید و ماه، روشنایی میتابد.
تویی که همت تو سر بدان فرو نارد
که با فلک بودش ملک کاینات مشاع
هوش مصنوعی: تو هستی که عزم و ارادهات به قدری بلند است که حتی ستارگان و آسمانها نیز در برابر قدرت تو و تسلطت بر جهان به زانو درمیآیند.
خدایگانا دانی که در ممالک تو
مرا نه باغ و سراسیت و نه عقار و ضیاع
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو میدانی که در سرزمینهای تو، من نه باغی دارم و نه زمینها و املاک و دارایی.
چه واجب است که تا حشر همچنین باشد
به مجلس تو مرا لذت شراب و سماع
هوش مصنوعی: چه ضرورت دارد که تا روز قیامت، من همچنان در مجلس تو از لذت شراب و موسیقی بهره مند باشم.
چنین خوش است که این آستانه را دو در است
یکی به کوی سلام و یکی به راه وداع
هوش مصنوعی: این مکان به قدری دلپذیر است که دو در دارد؛ یکی به سمت سلام و خوشامدگویی و دیگری به سمت خداحافظی و وداع.
به طوع و رغبت خویش آمده به حضرت تو
رواست گر ببرم بی اجازت تو صداع
هوش مصنوعی: اگر با میل و رغبت خود به درگاه تو آمدهام، با کمال بیاجازه تو میتوانم هر کاری انجام دهم.
بر هر کجا که روم پادشاه نفس خودم
به علم و عقل توانگر به صبر و حلم شجاع
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، حاکم روح خودم هستم و با علم و عقل، توانمند و با صبر و بردباری، شجاع هستم.
جنایتی نه که بی رسمیی کند شحنه
بضاعتی نه که دردسری دهد بیاع
هوش مصنوعی: شخصی که در قدرت و مقام است، باید به قاعدهمندی و قانونی عمل کند و از سوء استفاده بپرهیزد. در عوض، اگر کسی بدون ضابطه و اصول کار کند، تنها مشکلات بیشتری را به وجود خواهد آورد و به دیگران زحمت میدهد.
من از زمین و زمان فارغم بحمدالله
نه رغبتی است به مال و نه حاجتی به متاع
هوش مصنوعی: من از دغدغههای زندگی و نگرانیهای دنیا رها هستم و به لطف خدا، نه علاقهای به داراییها دارم و نه نیازی به کالاها.
ز خدمت تو یکی دستبوس نقد مرا
به از هزار برات و حوالت و اقطاع
هوش مصنوعی: یک خدمت به تو و احترام گذاردن به تو برای من ارزشمندتر از هزاران برگه و سند و حواله است.