برگردان به زبان ساده
دل ز غم یک پرده خون شد پردهپوشی تا به کی؟
جان ز تن با ناله بیرون شد خموشی تا به کی؟
هوش مصنوعی: دل به خاطر غمها به شدت دچار درد و رنج شده و نمیداند تا کی میتواند این وضعیت را تحمل کند. جان از تن با ناله و فریاد بیرون آمده و سکوتی عمیق برنده است که نمیداند چه زمانی به پایان میرسد.
چون خم از خونابههای دل دهان کف کرده است
با همه افسردگی این گرمجوشی تا به کی؟
هوش مصنوعی: وقتی دل با غم و درد پر شده و رنجی عمیق را تحمل میکند، دیگر حتی کلامی برای بیان این احساسات ندارم. این وضعیت تلخ و ناامیدکننده تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
درد بیدرمان ز کوشش کی مداوا میکند
ای طبیب چارهجو بیهودهکوشی تا به کی؟
هوش مصنوعی: دردی که درمانی برایش نیست، با چه تلاشی میتوان آن را درمان کرد؟ ای پزشک جستجوگر، چرا بدون نتیجه تلاش میکنی و این کار را تا کی ادامه خواهی داد؟
پیرو اشراف دادِ نوعخواهی میزند
با سرشت دیو دعوی سروشی تا به کی؟
هوش مصنوعی: دوستان با ویژگیهای نجیب و والا، برای برآورده کردن آرزوهای بشری تلاش میکنند، اما با این حال، به خاطر طبیعت ناپسندشان، همچنان ادعای قدرت و برتری دارند. این وضعیت تا کی باید ادامه یابد؟
مفتخور را با زر ملت فروشی میخرید
ای گروه مفتخر ملتفروشی تا به کی؟
هوش مصنوعی: مفتخورها با پول مردم را میفروشند. ای گروه مفتخر، تا کی قرار است در این معاملهگری باشید؟
رنگ بیرنگی طلب کن سادهجویی تا به کی؟
مست صهبای صفا شو بادهنوشی تا به کی؟
هوش مصنوعی: به دنبال چیزی که هیچ رنگ و نشانی ندارد، نباشید، چون این کار سادهانگارانه است و فایدهای ندارد. بهتر است به شادی و لذت بپردازید و از زندگی در حال حاضر بهره ببرید، چون زمان زیادی ندارید.