برگردان به زبان ساده
از جور چرخ کجروش، وز دست بخت واژگون
دارم دل و چشمی عجب، این جای غم آن جوی خون
هوش مصنوعی: از بدبیاریهای روزگار و ناملایمات مقدر، دلم و چشمانم حیرتزده است؛ اینجا پر از غم و آنجا پر از خون است.
دوش از تصادف، شیخ و من، بودیم در یک انجمن
کردیم از هر در سخن، او از جنان، من از جنون
هوش مصنوعی: دیروز به طور ناخواسته، من و یک روحانی در یک مجلس بودیم. هر کدام به موضوعی صحبت میکردیم؛ او از بهشت و لذتهای آن سخن میگفت، در حالی که من در مورد دیوانگی و عشق صحبت میکردم.
از اشک خونین دلخوشم، وز آه دل منت کشم
دایم در آب و آتشم، هم از برون، هم از درون
هوش مصنوعی: من از اشکهای دلی که خونین است، خوشحال هستم و دائماً از نالههای دل خود رنج میبرم. در زیبایی و سختیهای زندگی، هم از نظر ظاهری و هم از نظر درون خود، دچار آتش و آب هستم.
میدید اگر خسرو چو من، رخسار آن شیریندهن
میکَند همچون کوهکن، با نوک مژگان بیستون
هوش مصنوعی: اگر خسرو هم مانند من بود، زیبایی آن دلبر را میدید که مانند کوهکن، با نوک مژگانش، کوه بیستون را میشکافد.
در این طریق پرخطر، گم گشته خضر راهبر
ای دل تو چون سازی دگر، بیرهنمای رهنمون
هوش مصنوعی: در این مسیر پرخطر، مانند شخصی گم شده با راهنمایی خضر، ای دل! چگونه میخواهی بدون راهنمایی پیش بروی؟