برگردان به زبان ساده
از پی دیوانگی تا آستین بالا زدیم
همچو مجنون خیمه را در دامن صحرا زدیم
هوش مصنوعی: ما برای دیوانگی و عاشقی دست به کار شدیم و مانند مجنون، خیمهامان را در دل بیابان برپا کردیم.
زندگانی بهر ما چون غیر دردسر نداشت
بر حیات خود به دست مرگ پشت پا زدیم
هوش مصنوعی: زندگی برای ما هیچ چیزی جز مشکلات نداشت، به همین خاطر به زندگی خود با مرگ پایان دادیم.
تا به مژگان تو دل بستیم در میدان عشق
خویش را بر یک سپاهی با تن تنها زدیم
هوش مصنوعی: ما به چشمهای تو دل بستیم و در میدان عشق، با وجود تنها بودنمان، به مصاف یک لشکر رفتیم.
بی نیازی بین که با این مفلسی از فر فقر
طعنه بر جاه جم و دارائی دارا زدیم
هوش مصنوعی: بینیازی از آنچنان ثروتی است که حتی در میان فقر و تنگدستی، بر ناز و نعمت افراد مرفه و دارندگان ثروت طعنه میزنیم.
تا قیامت وعده کوثر خمارم می گذاشت
باده را در محفل آن حور با هورا زدیم
هوش مصنوعی: تا پایان دنیا بادهای که در محفل حوریان مینوشیدم، تداوم خواهد داشت و یاد آن همیشه با من خواهد بود.
کیست این ماه مبارک کانچه را ما داشتیم
در قمار عشق او شب تا سحر یک جا زدیم
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ماه مبارکی میپردازد که در قمار عشق آن به خوبی و نشاط شب را تا صبح سپری کردهایم. شاعر به این باور دارد که این ماه خاص و ارزشمند، مایهی دلخوشی و شادابی ما بوده است.
گر خطرها داشت در پای سیاست فرخی
حالیا ما با توکل، دل بر این دریا زدیم
هوش مصنوعی: اگرچه در راه سیاست خطرهای زیادی وجود دارد، اکنون ما با اعتماد به نفس و توکل، دل به این دریا زدهایم.