برگردان به زبان ساده
زان طره به پای دل، تا سلسلهها دارم
از دست سر زلفت، هرشب گلهها دارم
هوش مصنوعی: از آن موهای تابدار تو، دل من به زنجیرهای عشق گرفتار است. هر شب به خاطر پیچ و خمهای زلفت، دلتنگیها و شکایتها دارم.
کار تو دلآزاری، شغل من و دل زاری
تو غلغلهها داری، من مشغلهها دارم
هوش مصنوعی: تو باعث ناراحتی دل من هستی، و کار من این است که دل را به درد بیاورم. تو سر و صداها و هیاهوها داری، در حالی که من درگیر مشکلات و مشغلههای خودم هستم.
در این ره بیپایان، وامانده و سرگردان
از بس که به پای جان، من آبلهها دارم
هوش مصنوعی: در این مسیر بیپایان، من به شدت خسته و گیج هستم و به خاطر زخمهای روحی که دارم، دچار درد و رنج زیادی شدهام.
تا در ره آزادی، شد عشق مرا هادی
گمگشته در آن وادی بس قافلهها دارم
هوش مصنوعی: در جستجوی آزادی، عشق من به عنوان راهنما و هدایتکنندهام درآمده است و من در این مسیر، گم شدهام. در این راه، قافلههای زیادی را همراه دارم.
با آنکه ترا در دل، پیوسته بود منزل
با وصل تو الحاصل من فاصلهها دارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه همیشه در دل من جایی داری و با تو نزدیکم، اما در واقع بین ما فاصلههایی وجود دارد.
آسوده نشد لختی، دل از غم جان سختی
با این همه بدبختی، من حوصلهها دارم
هوش مصنوعی: با وجود تمام مشکلات و سختیهایی که دارم، هنوز هم صبر و آرامش دارم و به راحتی نمیتوانم از غم و ناراحتیهایم رها شوم.