برگردان به زبان ساده
ای سمن ساق ترک سیم عذار
تیغ از کف بنه ، قدح بردار
هوش مصنوعی: ای گل خوشبو و زیبای چهره، شمشیر را کنار بگذار و قدحی پر کن تا بنوشیم و لذت ببریم.
وقت باده است ، باره را بر بند
روز مهر است ، کینه را بگذار
هوش مصنوعی: زمان نوشیدن شراب فرا رسیده است، بار را آماده کن. این روز را که برای دوستی و مهر است، کینه و دشمنی را کنار بگذار.
عدت رزم را بجمله ببر
و آلت بزم را بجمله بیار
هوش مصنوعی: تمامی ابزارهای جنگ را جمعآوری کن و همهی وسایل خوشگذرانی را هم بیاور.
دولتی باشد از کف باده
خاصه بر فتح شاه دولت یار
هوش مصنوعی: یک حکومتی وجود خواهد داشت که نیکوترین نعمتها در آن جریان دارد، به خصوص به مناسبت پیروزی پادشاه و خوشحالی یاران.
شاه غازی ، علاء دولت و دین
آن فلک قدرت ملک مقدار
هوش مصنوعی: شاه غازی، علاءالدین و دیانت در آسمان قدرت و بزرگی ملک را به نمایش میگذارد.
شهریاری که از سیاست او
چون حرم شد همه جبال و قفار
هوش مصنوعی: یک پادشاهی که با تدبیر و سیاست خود، تمام کوهها و بیابانها را به حرم امنی تبدیل کرده است.
نامداری ، که از سخاوت او
چون ارم شد بلاد و دیار
هوش مصنوعی: شخصی محبوب و با سخاوت وجود دارد که به خاطر د generosity او، کشورها و سرزمینها شکوفا و آباد شدهاند.
آنکه مال خزاین گیتی
نیست با جود دست او بسیار
هوش مصنوعی: کسی که دارای财富های دنیوی نیست، اما با بخشندگی و generosity خودش، در عمل بسیار کمککننده و نیکوکار است.
و آنکه کشف سرایر گردون
نیست در پیش طبع او دشوار
هوش مصنوعی: آن شخصی که نمیتواند اسرار آسمان را درک کند، در برابر توانایی او، کار سختی به نظر میرسد.
هست معمار ملک عدلش و کیست
ملک را به زعدل او معمار؟
هوش مصنوعی: در تعیین و ساختار عدالت، معمار آن کس است که خود به درستی و عدالت شناخته شود. کسی که به راستی عادل است، میتواند دیگران را به این سمت سوق دهد. در حقیقت، کسی که بر عرش سلطنت نشسته، خود باید نمونهای از عدل باشد تا بتواند به دیگران در این مسیر کمک کند.
هست معیار فضل طبعش و چیست
فضل را به زطبع او معمار؟
هوش مصنوعی: شایستگی و فضیلت او به خاطر خصلتهای ذاتیاش است و چه چیزی میتواند فضیلت را بهتر از این خصلتها توصیف کند؟
سرکشان را بخسرویش ایمان
خسروان را ببندگیش اقرار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سرکشان و تبهکاران باید به طور خاص به مقام و قدرت پادشاهان ایمان داشته باشند و در برابر آنها تسلیم شوند. در واقع، اشاره به این دارد که افراد باید به یاد داشته باشند که پادشاهان بر اساس اقتدار خود و پذیرش حقیقت، حکومت میکنند و هیچ گونه سرکشی را نمیپذیرند.
ملک او زینت زمین و زمان
صدر او کعبه صغار و کبار
هوش مصنوعی: وجود او زیباییهای زمین و زمان است و مقام او مانند کعبهای است که برای کوچک و بزرگ مورد احترام و توجه قرار میگیرد.
پایگاهش معول اشراف
بارگهش مخیم احرار
هوش مصنوعی: مکان او محل بزرگان است و درگاهش مأمن آزادگان.
مکرماتش فزون شده ز قیاس
ناشراتش برون شده ز شمار
هوش مصنوعی: نعمتها و کرامتهای او به حدی زیاد است که نمیتوان آنها را اندازهگیری کرد و از شمارش خارج شدهاند.
خسروان را بجاه اوست یمین
سایلان را ز جود اوست یسار
هوش مصنوعی: پادشاهان به خاطر مقام و منزلت خود از راستدستی بهرهمند هستند و بخشندگان به خاطر سخاوتشان از چپدستی.
نیست پاینده با کفش اموال
نیست پوشیده بر دلش اسرار
هوش مصنوعی: اموال و possessions نمیتوانند همیشه پایدار باشند و رازهای دل انسان را نمیتوان با داشتن این اموال پنهان کرد.
بازوی عدل ازو شدست قوی
پیکر ظلم ازو شدست نزار
هوش مصنوعی: خودداری و عدل باعث شدهاند که قدرت و نیرویی به وجود آید، در حالی که ظلم و ستم به ضعف و ناتوانی دچار شدهاند.
هیچ مجلس چنو ندیده جواد
هیچ میدان چنو ندیده سوار
هوش مصنوعی: هیچ مجلسی به زیبایی و شکوه این جمعی که ما در آن هستیم، دیده نشده است و هیچ میدانی به بزرگی و هیجان این سواری که اکنون در آن هستیم، وجود ندارد.
اختران را بحکم اوست مسیر
و آسمان را بامر اوست مدار
هوش مصنوعی: ستارهها به فرمان او در مسیری مشخص حرکت میکنند و آسمان تحت مدیریت او به دور خودش میچرخد.
خسروا، اختیار کردی غزو
از پی دین احمد مختار
هوش مصنوعی: ای خسروا، تو به خاطر دین احمد مختار به جنگ و مبارزه پرداختهای.
با لبای تو از رجال هدی
مجتمع گشته لشکری جرار
هوش مصنوعی: با لبهای تو گروهی از مردان هدایت گرد هم آمدهاند و لشکری بزرگ تشکیل دادهاند.
هم بدام سال که با لوای رسول
جمع گشتیم مهاجر و انصار
هوش مصنوعی: در سالی که ما زیر پرچم پیامبر جمع شدیم، مهاجرین و انصار به هم پیوستند.
لشکر ی ناکشیده قهر شکست
سپهی ناچشیده زهر فرار
هوش مصنوعی: لشکری که هنوز در میدان نبرد نرفته، شکست میخورد، و سپاهی که طعمی از زهر نگرفته، فرار میکند.
همه را با رماح خطی شغل
همه را با سیوف هندی کار
هوش مصنوعی: همه را با تیرهای خطی به شغل و حرفهای که دارند مشغول کن، و همه را با شمشیرهای هندی به کار بگیر.
باره در زیرشان چون غران شیر
نیزه در دستشان چو پیچان مار
هوش مصنوعی: باران به شدت میبارد و زمین همچون شیر خروشان است. همچنین، نیزههایشان به خاطر حرکتشان مانند مارهایی میپیچند.
رانده سوی دیار شرک چو باد
کرده روز سپاه شرک چو قار
هوش مصنوعی: مانند بادی که به سوی سرزمین کفر میدود، سپاه کفر نیز مانند یک طوفان در حال حرکت است.
گه ترا بوده آبخور بر کوه
گه ترا بوده خوابگه در غار
هوش مصنوعی: گاهی بر فراز کوه نوشیدنی برای تو بوده و گاهی در غاری که در آن خوابیدهای.
تیغ چون آب تو زده آتش
در شعوب و قبایل کفار
هوش مصنوعی: شمشیر مانند آب به جان قبایل و ملتهای کافر آتش میزند.
منتظم را کرده شرع را احوال
مندرس کرده شرک را آثار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نظمدهنده به وضوح شرع را به یک وضعیت قدیمی و فرسوده درآورده و نشانههای شرک را آشکار کرده است. به عبارت دیگر، شرایط موجود به گونهای است که اصول دینی در حال از بین رفتن هستند و آثار اعتقادات نادرست نمایان میشود.
هم نکردی قرار ، اگر چه ز تو
همه احوال دین گرفت قرار
هوش مصنوعی: تو هیچگاه برای من آرامشی فراهم نکردی، هرچند همه حال و احوال دین را از تو به دست آوردم و به آرامش رسیدم.
چند بردی بسوی چند از راه
تا بر آری ز اهل بغی دمار
هوش مصنوعی: چند قدم به سمت چند نفر پیش رفتی تا از دست اهل فساد و ظلم رهایی یابی.
خواستی از موافقان بیعت
ساختی با مخالفان پیکار
هوش مصنوعی: تو به دنبال حمایت از دوستان بودی، در حالی که با دشمنان هم درگیر شدی.
بر حصاری زدی ، به بارهٔ او
در علو از ستاره دارد عار
هوش مصنوعی: تو بر دیواری ضربه زدی و بر فراز آن، در بلندیهایش ستارهای را شرمنده کردی.
صخر او صحن اختر ثابت
بوم او بام گنبد دوار
هوش مصنوعی: این جمله به یک شخص یا یک چیز اشاره دارد که ثابت و پایدار مانند یک صخره است و همچنین بر بام آسمان یا گنبدی که به دور میچرخد، قرار دارد. این تعبیر میتواند نشاندهندهی استواری و ثبات در مقابل تغییرات و ناپایداریهای زندگی باشد.
شیر مردان از آن حصار بتیر
شیر افلاک را کنند شکار
هوش مصنوعی: مردان شجاع و دلیر بهراحتی میتوانند از دیوارهای محکم عبور کنند و بر قلههای بلند دست یابند.
همه گردان کشان گرد افگن
همه نیزه زنان تیغ گزار
هوش مصنوعی: همه کسانی که در میدان جنگ بر سر میزنند و در دل معرکه هستند، با قدرت و شجاعت به سمت دشمن میشتابند و تیغهای خود را به کار میبرند.
سخت داننده حرب را تدبیر
نیک بیننده جنگ را هنجار
هوش مصنوعی: فردی که در کار جنگ و نبرد مهارت دارد، میداند که چطور باید به خوبی وضعیت را مدیریت کند و برنامهریزی کند. او درک عمیقی از قواعد و اصول جنگ دارد.
جمله گشتند بی بصر از هول
چون بریشان زدی قضا کردار
هوش مصنوعی: همه از ترس و وحشت کور شدند، مانند کسانی که بر اثر سرنوشت ناگوار دچار سردرگمی میشوند.
مثلست اینکه : بی بصر گردند
با نزول قضا اولوالابصار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که دارای بصیرت و درک عمیق هستند، در مواجهه با تقدیر و سرنوشت نمیتوانند از دیدگاه خود فاصله بگیرند و در واقع، عزم و اراده آنها تحت تأثیر قضا و قدر قرار میگیرد. به عبارتی، حتی کسانی که دارای فهم و آگاهی بالا هستند، در برابر تحولات و شرایطی که تقدیر برای آنان رقم میزند، ناتوان میشوند.
وقعه ای ساختی در آن بقعه
که چنان کس نخواند در اخبار
هوش مصنوعی: تو در این مکان واقعهای به وجود آوردی که هیچکس در اخبار آن را نیاورده است.
نه عجم را ز رستم دستان
نه عرب را ز حیدر کرار
هوش مصنوعی: نه ایرانیان را به دلاوری رستم میشناسند و نه عربها را به شجاعت حیدر.
گشته هامون اثر فلک زسلاح
گشته گردون صفت زمین ز غبار
هوش مصنوعی: هامون به تأثیر آسمان تغییر کرده و زمین هم به خاطر گرد و غبار تحت تأثیر قرار گرفته است.
کند آمال را شده دندان
تیز آجال را شده بازار
هوش مصنوعی: آرزوها در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند و زمان به شدت در حال گذشته و نزدیک شدن به اهداف شده است.
اندران لحظه ز آتش تیغت
بر نجوم فلک رسید شرار
هوش مصنوعی: در آن لحظه، شعلهای از آتش تیغ تو به آسمانها رسید.
حمله بردی گهی بسوی یمین
باره راندی گهی بسوی یسار
هوش مصنوعی: تو گاهی به سمت راست حمله کردی و گاهی به سمت چپ حرکت کردی.
زرد کردی جنود را چهره
لعل کردی حسام را رخسار
هوش مصنوعی: چهرهها را زرد کردی و شمشیر را به رنگ سرخ درآوردی.
خاست از تیغ تو همی شنگرف
ورچه خیزد ز تیغها زنگار
هوش مصنوعی: به خاطر تیزی و قدرت تیغ تو، خون شنگرفی از آن جاری میشود و مانند زنگار که از تیغهای دیگر برمیخیزد، نشان میدهد که این تیغ چقدر اثرگذار و کشنده است.
هر خدنگی ، که خصم تو انداخت
رفت پیکان بجانب سوفار
هوش مصنوعی: هر تیری که دشمن تو پرتاپ کرد، به سوی زمین میرود.
وانگهی جست باز پس ، تا گشت
دل او هم بدان خدنگ افکار
هوش مصنوعی: سپس دوباره به گذشته نگریست و دل او نیز تحت تاثیر افکارش قرار گرفت.
باز دادند در یکی ساعت
بتو اعدا ودایع بسیار
هوش مصنوعی: در یک ساعت، دشمنان چیزهای زیادی را به تو واگذار کردند.
اینت اقبال کوکب مسعود
و اینت تأیید ایزد دادار
هوش مصنوعی: این لحظه، فرصتی عالی و خوشبختی خاصی است که همراه با تایید و حمایت خداوند مهربان به دست آمده است.
خسروا ، دست روزگار افراخت
در فزای جهان لبای بهار
هوش مصنوعی: ای خسرو، روزگار بر افراز شده و در دنیای فانی، بهار شکوفا شده است.
هر چه گلزار بود درگیتی
از قدوم بهار شد گلزار
هوش مصنوعی: هر چه زیبایی و شکوفایی در دنیا وجود دارد، به خاطر حضور بهار و تجلی آن است.
در فاخر فرو فکند از چرخ
گل تازه برون دمید از خار
هوش مصنوعی: در آسمان بلند ستارهای درخشید و به زیبایی به دنیا آمد، درست مثل گل تازهای که از میان خارها شکفته میشود.
باغ ها شد چو خانهٔ بزاز
راغها شد چو طلبهٔ عطار
هوش مصنوعی: باغها مانند مغازههای فروشندگان شدهاند و درختان مانند طالبان عطار.
کرد پیکان تیز قوس و قزح
غرفهٔ موج خون همه کهسار
هوش مصنوعی: پیکان تیز به قوس و قزح (رنگین کمان) شبیه است، و موج خون به مانند غرفهای در میان کوهها به نمایش درآمده است.
خاک را هست خز دیبا و فرش
شاخ را هست در و مینا بار
هوش مصنوعی: خاک دارای زیبایی و ارزش است و شاخ درختان نیز با زیبایی هایی چون در و شیشه میتواند خود را زینت دهد.
صحن بستان ز سبزه همچو بهشت
روی لاله ز سبزه همچو نگار
هوش مصنوعی: محیط گلزار به زیبایی بهشت است و گلهای لاله از میان چمنها مانند سیمای زیبا و دلفریب نمایان هستند.
آب در جوی چون عقار بصف
لاله بر گرد جوی جام عقار
هوش مصنوعی: آب در جوی مانند شراب است که دورادور جوی را گلهای لاله احاطه کردهاند.
حلق بلبل ، بر غم نالهٔ زیر
برده بر اوج چرخ نالهٔ زار
هوش مصنوعی: حلقهٔ بلبل به خاطر غم و اندوهش نالهای زیر و حزنآلود سر میدهد، در حالی که در آسمان، چرخ هستی نیز به طرز دلخراشی ناله میکند.
طوطیان چمن بجای چنه
لعل و لؤلؤ گرفته در منقار
هوش مصنوعی: پرندگان سبز چمن به جای گرفتن جواهرات گرانبها چون لعل و لؤلؤ، در منقار خود چیز دیگری دارند.
اندرین فصل ، کز بدایع خلد
هست آفاق را شعار و دثار
هوش مصنوعی: در این فصل، زیباییهای بهشت بر آسمانها نماد و زینت داده است.
باز گردان ز حرب لشکر حق
بر دل از لهو لشکری بگسار
هوش مصنوعی: به جنگ لشکر حق بازگرد و دل را از سرگرمیهای بیهوده رها کن.
مجلسی ساز خوب چون رخ دوست
باده ای خواه لعل چون لب یار
هوش مصنوعی: نشستی برقرار کن که به زیبایی چهره معشوق باشد و از نوشیدنیای استفاده کن که به رنگ لبههای او باشد.
همچو گلنار ، باده ای که کند
چهرهٔ چون زریر چون گلنار
هوش مصنوعی: مانند گلنار، شرابی است که صورتی چون زریر و چون گلنار به انسان میبخشد.
راحت روح و قوت قلب
مایهٔ لهو و آفت تیمار
هوش مصنوعی: آرامش روح و نیروی قلب، باعث تفریح و دوری از مشکلات و نگرانیها میشود.
لعل گردد ز عکس او کف دست
روز گردد ز نور او شب تار
هوش مصنوعی: زندگی با زیبایی و نور او به درخشش و روشنی میرسد، چنانکه حتی کف دستها نیز از وجودش رنگ و جلا میگیرد و شبها با درخشش او روشن میشوند.
خوشتر از عمر و جز بدو نبود
عاقل از عمر خویش برخوردار
هوش مصنوعی: زندگی بهتر از خود زندگی نیست و تنها کسی که عاقل است از عمر خود به درستی بهره میبرد.
از کف ساقی سمن ساقی
زهره کردار و مشتری دیدار
هوش مصنوعی: ساقی با ظرافت خود نوشیدنی خوشمزهای را به دست میدهد که بوی سمن (گل خوشبو) میدهد و در آن moment زیبایی و جذابیتی مانند زهره و مشتری (دو سیاره زیبا) حس میشود.
روی او بی نگار یار جمال
چشم او بی شراب جفت خمار
هوش مصنوعی: زیبایی او بدون عشق یار مانند زیبایی چشم او بدون مواد مخدر است.
خسته جانها بغمزهٔ غماز
برده دلها بطرهٔ طرار
هوش مصنوعی: دلها با زیباییهای جذاب و دلربا تحت تأثیر قرار گرفتهاند و جانها با غم و اندوه خسته و ناتوان شدهاند.
تیره باد طلعتش مه گردون
خیره با صورتش بت فرخار
هوش مصنوعی: چهرهی او همچون ماه در آسمان تاریک است و زیباییاش چشمان را خیره میکند، مانند بت زیبایی که دل را میرباید.
در خور صد هزار ناز و عتاب
وز در صدهزار بوس و کنار
هوش مصنوعی: شایستهی محبت و توجه بسیار است و همچنین لایق صدها بوسه و نوازش.
بچنین باده و چنین ساقی
حق عمر عزیز را بگزار
هوش مصنوعی: برای چنین شرابی و با چنین ساقی، ارزش عمر گرانبها را فراموش کن.
ملک هست و جوانی و صحت
این چنین روز را غنیمت دار
هوش مصنوعی: بهتر است از روزگار جوانی و سلامتی که در اختیار داریم، به خوبی بهرهبرداری کنیم و از لحظات ارزشمند زندگی لذت ببریم.
ابر کردار قطره های عطا
بر موالی و بر حوالی بار
هوش مصنوعی: ابر خوبان، همچون بارانی از عطا، بر بندگان و اطرافشان نازل میشود.
گرت باید که ندروی جز حمد
همه جز تخم مکرمت بمکار
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی به جز حمد و ستایش چیز دیگری را تجربه کنی، پس باید فقط در کار خوب و نیکو بکوشی و از کشتن بذرهای نامشروع بپرهیزی.
دل منه بر ستارهٔ ریمن
تن مده در زمانهٔ غدار
هوش مصنوعی: دل من را به ستارههای درخشان وعده نده و تن خود را در دنیای بی رحم و فریبنده نگذار.
با جفا دهر را بخس مشمر
بی خرد را چرخ را بکس منگار
هوش مصنوعی: با سختیهای زندگی، خودت را بیمقدار ندان و به مشکلات بیفکری که از دور میبینی، توجه نکن.
نیست با چرخ ایمنی ، هیهات !
نیست در دهر مردمی ، زنهار !
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچ چیزی برای امنیت وجود ندارد و انسانها هم قابل اعتماد نیستند. پس باید بسیار مراقب بود!
کان یکی ناکسیست بس زراق
و یکی سفله ایست بس مکار
هوش مصنوعی: یک فرد نادان و بیپایه وجود دارد که بسیار خود را برجسته نشان میدهد و در کنار او شخصی با پایین بودن مقام و فریبندگی است که بسیار مکار و حقهباز است.
نام نیکو طلب ، که گنج ثنا
بهتر از گنج خواسته صد بار
هوش مصنوعی: به دنبال نام نیک و خوب باش، زیرا ستایش و اعتبار به مراتب باارزشتر از تمام خواستههای مادی است.
یک ثنا به که سیم صد خرمن
یک دعا به که مال صد خروار
هوش مصنوعی: یک بار ستایش از دیگران به اندازه ارزشی بالاتر از ثروت و داراییهای مادی است. همچنین یک دعا و آرزوی خوب برای کسی، به مراتب ارزشمندتر از مال و ثروت انبوه است.
مرد و مردم کسیست کز پس او
خیر گویند زمرهٔ اخیار
هوش مصنوعی: مرد و انسان واقعی کسی است که دیگران بعد از او به خوبی از او یاد کنند و او را به نیکی بشناسند.
تا که آبا و امهات جهان
علوی و سفلی اند هفت و چهار
هوش مصنوعی: همه پدران و مادران در جهانهای بالا و پایین، مجموعاً به هفت و چهار نفر میرسند.
باد رخصاره و دل اعدات
زرد و کفته بسان آبی و نار
هوش مصنوعی: باد تو را رها کرده و دلها به زردی و پژمردگی افتادهاند، مانند آبی که رنگی از نارنجی به خود گرفته است.
ایزدت باد حافظ و ناصر
در میان مخاوف و اخطار
هوش مصنوعی: خدایت حافظ و یاور تو باشد در زمانههای پر از ترس و هشدار.
نیک خواه تو دایماً فی الخلد
بد سگال تو خالداً فی النار
هوش مصنوعی: تو همیشه در جستجوی خوبی برای دیگران هستی، ولی بدیهای تو دائماً تو را به آتش دَر میآورد.