برگردان به زبان ساده
ای بسته و گشاده بسی دشمن و حصار
در هر دو حال باد ترا کردگار یار
هوش مصنوعی: در زندگی، چه در زمانی که در معرض خطر هستیم و چه زمانی که در امنیت به سر میبریم، دشمنان زیادی وجود دارند. اما در هر دو حالت، خداوند دوست و یاری برای ما خواهد بود.
تأیید تو شکسته بیک حمله صد مصاف
اقبال تو گشاده یک لحظه و صد حصار
هوش مصنوعی: تأیید و حمایت تو باعث میشود که در یک لحظه، دشواریها و موانع زیادی شکسته شوند و خوشبختی و موفقیت به آسانی به دست آید.
بر موجب رضای تو ایام را مضا
بر مرکز مراد تو افلاک را مدار
هوش مصنوعی: برای خوشنودی تو، روزها را به خوبی سپری میکنم و زمین و آسمان را به دور آرزوهایت میچرخانم.
نازی که نیست آن ز جناب تو هست رنج
فخری که نیست آن ز جناب تو هست عار
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز توست که باعث رنج و غم دیگران میشود، و اصلاً این رنج برای دیگران عیب و ننگ نیست؛ بلکه تنها به خاطر حضور توست.
گردون بخیل شد ، که نیاورد چو تو جواد
گیتی عقیم شد که نزاد چو تو سوار
هوش مصنوعی: آسمان بخیل شد که چون تو بخشندهای در دنیا نیامد. زمین نیز عقیم و بیثمر شده است، چون مانند تو سوار و دلیر زایی نکرده است.
شمعیست مهر تو ، که بقا باشدش فروغ
خمریست کین تو که فنا باشدش خمار
هوش مصنوعی: چراغی از مهر و محبت تو وجود دارد که نور و زندگیاش همیشه پایدار خواهد ماند. همچنین، عشق و شور و شوق تو حالتی است که هرچند زودگذر است، ولی در دل احساساتی عمیق و خوابآور ایجاد میکند.
گوش زمانه امر ترا بوده مستمع
چشم سپهر ملک ترا کرده اننتظار
هوش مصنوعی: زمانه به تو گوش میدهد و از تو پیروی میکند، در حالی که آسمان در انتظار است تا تو را برکشاند و به مقام سلطنت برساند.
نیز عقاب شکل تو در صیدگاه حرب
ارواح دشمنان شریعت کند شکار
هوش مصنوعی: شکل تو مانند عقابی است که در میدان جنگ روح دشمنان دین را شکار میکند.
اندر کف جلالت تو خامهٔ شرف
اوراق مکرمات و محامدت کند نگار
هوش مصنوعی: در دستان قدرت و عظمت تو، قلم شرافت با نوشتن کارهای نیک و ستایشهای تو، به نگارگری پرداخته است.
بنوشته دست عون الهی بخط فتح
بر صفحهٔ حسام تو آیات اعتبار
هوش مصنوعی: بر اساس نوشتهای از جانب خداوند، با خط پیروزی بر صفحهٔ شمشیر تو، نشانههای عبرت و تأمل نمایان است.
وقتی که بر زمین فتد از زلزله فزع
جایی که بر فلک رسد از معرکه غبار
هوش مصنوعی: زمانی که زمین به خاطر زلزله به لرزه درآید و جایی که غبار حاصل از جنگ به آسمان برسد، هرج و مرج و وحشت به وجود میآید.
از گرد فتنه دیدهٔ گردان شور ضریر
وز تیر کینه سینهٔ شیران شود فگار
هوش مصنوعی: در پی مشکلات و تنشها، چشمان کسانی که زندگی پر از عشق و شور دارد، میتواند به سختی و تاریکی بیفتد و بر اثر کینه و حسادت، دل شیرها نیز از غم و اندوه پر شود.
صحن جهان زشنهٔ باره پر از غریو
روی فلک زآتش حمله پر از شرار
هوش مصنوعی: جهان پر از سر و صدای جنگ و دعواست و آسمان هم به واسطهٔ آتش و هیجان حملهها در حال شعلهور شدن است.
آنگه ترا نباشد جز گیر و دار شغل
و آنجا ترا نباشد جز طعن و ضرب کار
هوش مصنوعی: آنگاه تو جز درگیر و مشغول کار نخواهی بود و در آن مکان جز نکوهش و سختیِ کار نصیبت نخواهد شد.
ای بس بزرگ را ! که کند حملهٔ تو خرد
وی بس عزیز را ! که کند خنجر تو خوار
هوش مصنوعی: ای بزرگانی که به خاطر قدرت و نفوذت میتوانی بر انسانهای کوچک تسلط پیدا کنی! و ای عزیزانی که به خاطر قوت و قدرتت میتوانی دیگران را ضعیف و خوار کنی!
شاها، زمانه بر تن من کار زار کرد
وز کار زار خویش مرا کرد کار زار
هوش مصنوعی: ای شاه، زمانه به من سختی و جنگ آورد و از آن نبرد، خود مرا به جنگ و چالش کشاند.
زین نا صبور دهر تنم گشت نا صبور
زین بی قرار چرخ دلم گشت بی قرار
هوش مصنوعی: به خاطر گذر زمان سختیها و ناملایمات زندگی، تنم به بیقراری دچار شده است و از این ناآرامیهای دنیا، دل من نیز آرامش خود را از دست داده و بیقرار شده است.
اکنون مرا ز کل جهان ، در نجات جان
بر تست اعتماد ، پس از فضل کردگار
هوش مصنوعی: حالا من در تمام جهان، تنها به تو برای نجات جانم اعتماد دارم و این اعتماد بعد از لطف خداوند است.
بگریخت در جوار تو جانم از آنکه نیست
از جور روزگار امان ، جز درین جوار
هوش مصنوعی: جانم در کنار تو میگریزد از اینکه جز در این مکان، از ظلم روزگار هیچ پناهگاهی برایش نیست.
در سایهٔ رفیع جناب تو جان من
زین زینهار خوار فلک جست زینهار
هوش مصنوعی: در سایهٔ بلند و با عظمت تو، جان من از این نکته اطمینان مییابد که از سختیها و رنجهای دنیا به دور باشد.
جان نژند و شخص ضعیف مرا بفضل
در زینهار دار ، ازین زینهار خوار
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، جان ناتوان و ضعیف مرا به لطف و کرم خود محافظت کن و از این روزگار زشت و سخت دور نگهدار.
تو شهریار عادل و در عهد تو بظلم
شاید که روزگار بر آرد ز من دمار ؟
هوش مصنوعی: تو فرمانروای عادل هستی و در زمانه تو، آیا ممکن است که به ظلم دچار شوم و روزگار مرا نابود کند؟
با روزگار گر تو بگویی : مکن ، بست
داند صلاح خویش بدین مایه روزگار
هوش مصنوعی: اگر تو به سرنوشت بگویی که کاری نکن، آن سرنوشت خودش بهتر از تو میداند چه چیزی برای تو خوب است.
شاها ، خدایگانا ، گردا ، مظفرا
چرخی و روزگار ، تو در قدر و اقتدار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، ای خداوندگار، ای گردآورنده، ای مظفر، زندگی و روزگار تو در اوج قدرت و عظمت است.
بر دین و ملک آنکه ترا شهریار کرد
بر نظم و نثر کرد مرا نیز شهریار
هوش مصنوعی: آن کسی که تو را پادشاه کرد، بر دین و کشور، بر شعر و نثر نیز مرا پادشاه قرار داد.
آنم که هست خاطر من گنج شایگان
و آنم که هست گفتهٔ من در شاهوار
هوش مصنوعی: من کسی هستم که برایم یاد و خاطر یک گنج با ارزش مهم است و همچنین کسی هستم که سخنانم در مورد شاهان و بزرگان است.
آرندهٔ نوادر گیتی ، سپهر پیر
گو : در فنون فضل جوانی چو من بیار
هوش مصنوعی: خالق زیباییهای دنیا، ای آسمان کهن! بگو که در علم و هنر، جوانانی مثل من را به میدان بفرست.
حقا که تا بحشر بسنده است دهر را
آثار من قلاید اعناق افتخار
هوش مصنوعی: به راستی که تا روز قیامت، نشانههای من برای افتخار کافی است.
تا شب بپیش اهل هنر نیست همچو روز
تا گل بزند مرد خرد نیست همچو خار
هوش مصنوعی: در شب، که اهل هنر به کار خود نمیپردازند، تاریکی حاکم است و مانند روز روشن نیست. همچنین، زمانی که افراد دانا و خردمند حضور ندارند، مانند خار که بیفایده است، رشد و شکوفایی نیز اتفاق نمیافتد.
هرگز مباد کوکب بخت ترا غروب
هرگز مباد مرکب جاه ترا عثار
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که شانس و اقبال تو از بین برود و همیشه در مسیر موفقیت باقی بمانی.
از آتش سنان تو وز آب تیغ تو
بادا چو باد دشمن ملک تو خاکسار
هوش مصنوعی: از شعلههای دندان تو و از آب تیغهات، بگذار که مانند باد، دشمنان کشورت به خاک بیفتند.