برگردان به زبان ساده
ای ملک بتو افتخار کرده
و اقبال ترا اختیار کرده
هوش مصنوعی: ای ملکه، من به تو افتخار میکنم و تو را به عنوان برگزیدهام انتخاب کردهام.
بر خط ، تو از تیغ بی قرارت
شاهان زمانه قرار کرده
هوش مصنوعی: بر روی خط، تو با تیغ بیقرارت، آرامش شاهان زمانه را فراهم کردهای.
باران حسام عجل فشانت
اطراف جهان بی غبار کرده
هوش مصنوعی: باران حسام عجل به دور دنیا طراوت و پاکی بخشیده و آن را از آلودگیها پاک کرده است.
افلاک بچندین هزار دیده
ز ایام ترا انتظار کرده
هوش مصنوعی: آسمانها سالهاست که منتظر روزگار تو هستند و به تعداد زیادی چشم، به انتظار نشستهاند.
در دام تو گیتی اسیر گشته
بر حکم تو گردون مدار کرده
هوش مصنوعی: در دام تو، جهان گرفتار شده و بر اساس فرمان تو، فلک به دور خود میچرخد.
از خلق ترا اتفاق دولت
بر خطهٔ حق شهریار کرده
هوش مصنوعی: خداوند با قدرت خود، تو را به عنوان فرمانروایی در سرزمین حقیقت برگزیده است.
تو حیدر رزمی و خنجر تو
در دین عمل ذوالفقار کرده
هوش مصنوعی: تو مانند حیدر در میدان نبردی و سلاح تو در راه دین، همچون ذوالفقار است.
تاثیر گل بوستان دولت
در دید بدخواه خار کرده
هوش مصنوعی: عطر گلهای باغچه خوشبختی، حسد و بدخواهی را تحت تأثیر قرار داده و آن را خنثی کرده است.
انعام یمین تو سایلان را
هنگام عطا با یسار کرده
هوش مصنوعی: میگویند که وقتی تو به نیازمندان کمک میکنی، باید این کار را با دست چپ انجام دهی تا کسی متوجه نشود و بر این کار خود افتخار نکنی.
آسیب سر تیر تو بهیجا
مر تیر را فلک فگار کرده
هوش مصنوعی: آسیب دلی که بر اثر محبت تو به آن تیر، بیش از هرچیزی دردناک است، به دور افکنده شده است.
اخلاق ترا خالق آفرینش
از عنصر حلم و وقار کرده
هوش مصنوعی: اخلاق تو را خداوند از ویژگیهای صبر و متانت ساخته است.
ای قاعدهٔ ملت پیمبر
چون دولت خویش استوار کرده
هوش مصنوعی: ای پایه و بنیان ملت پیامبر، چون حکومت خود را بهخوبی برقرار ساختهای.
رانده بنشاط شکار و آنگه
شیران وغا را شکار کرده
هوش مصنوعی: به نشاط و شوق، شکار را دنبال کرده و سپس شیران را هم شکار کرده است.
از بهر نظام قواعد دین
با دشمن دین کارزار کرده
هوش مصنوعی: به خاطر برقراری قوانین دین، با دشمنان دین جنگیده است.
وندر فزع کارزار ، تیغت
بر مبتدان کارزار کرده
هوش مصنوعی: در هیاهوی نبرد، شمشیر تو بر کسانی که جنگ را آغاز کردهاند، فرود آمده است.
از تیغ زمین را لباس داده
وز گرد هوا را شعار کرده
هوش مصنوعی: زمین را با تیغ به زینت پوشانده و هوا را با گرد، نشانه و نماد خود ساخته است.
شمشیر چو نیلوفر تو صحرا
از خون عدو لاله زار کرده
هوش مصنوعی: شمشیر تو مانند نیلوفر در دشت، با خون دشمن، زمین را به گلهای لاله آغشته کرده است.
وز حربهٔ همچون زبان مارت
بر خصم جهان کام مار کرده
هوش مصنوعی: با زبانی که همچون شمشیر است، دشمنان را در دنیا دچار شکست و ناکامی کردهای.
ترکان حصاریت صحن عالم
بر دشمن دین چون حصار کرده
هوش مصنوعی: ترکان به مانند دیواری محکم، دنیا را برای دشمنان دین محصور کردهاند.
چون باد عدو را ب خنجر
در آتش کین خاکسار کرده
هوش مصنوعی: مانند باد، دشمن را با خنجر به آتش کینهای که در دل دارد، خاکستر میکند.
از شربت تیغ تو سرکشان را
بی لذت مستی خمار کرده
هوش مصنوعی: شربت تیغ تو، سرکشان را بدون لذت مستی سرگشته و غمگین کرده است.
آثار نهان ماندهٔ شریعت
در بقعهٔ کفر آشکار کرده
هوش مصنوعی: معانی ناپیدای مذهبی در مکانهای دور از ایمان و دیانت، به وضوح نمایان شدهاند.
بر فرق تو کف خضیب گردون
لؤلوی سعادت نثار کرده
هوش مصنوعی: خداوند بر سرت نعمتهای بسیاری را نثار کرده است که نشانههای خوشبختی و سعادت را به همراه دارد.
در ساعد جاه تو دست دولت
از زیور نصرة سوار کرده
هوش مصنوعی: در بازوی مقام تو، حمایت و قدرت با زینت پیروزی همراه شده است.
ای عز تو ترا گردنان عالم
صدر ورق اعتبار کرده
هوش مصنوعی: ای عزیز تو، گردنهای دنیا را به خاطر اعتبار و مقام تو به زینت آراستهاند.
ای فخر ملوکان ، بطالع تو
اجرام فلک افتخار کرده
هوش مصنوعی: ای کسی که مظهر افتخار پادشاهان هستی، ستارگان و سیارات به خاطر تو به خود میبالند و افتخار میکنند.
ای رد و قبول تو عالمی را
با محنت و اقبال یار کرده
هوش مصنوعی: وجود تو باعث شده که جهانیان با سختیها و خوشبینیها روبهرو شوند.
بی عدل تو این بی شمار انجم
با من ستو بی شمار کرده
هوش مصنوعی: بدون انصاف تو، این همه ستارهها مانند من، در غم و اندوه به سر میبرند و بینهایت ناآرامی دارند.
بی دولت صدر تو گشت گردون
یک محنت من صد هزار کرده
هوش مصنوعی: بدون حمایت و قدرت تو، آسمان بر من سختی آورده و یک درد من به اندازه صد هزار مشکل شده است.
این شخص مرا همچو زیر ، گیتی
در حادثه زار و نزار کرده
هوش مصنوعی: این شخص مرا به گونهای زمینگیر کرده که زندگیام در شرایط سخت و miserable قرار گرفته است.
وین عرض عزیز مرا زمانه
زیر پی احداث خوار کرده
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر جایگاه والای من، مرا به شدت تحقیر کرده و به زیر پا انداخته است.
این چرخ کبود از سپید کاری
روزم بسیاهی چو قار کرده
هوش مصنوعی: این دنیا که پر از تاریکی و مشکلات است، مانند چرخشی است که در آن روزها به سفیدی و روشنایی نمیرسد و در نتیجه زندگیام مانند قاری (کسی که به تاریکی فرو رفته) پوشیده از سیاهی است.
وز خون جگر بسته قطره قطره
انده دلم را چو نار کرده
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که در دل دارم، مانند قطرههای خونی که از جگر میچکد، غم و اندوه من را به شدت افزایش داده است.
از تف و نم و ناله پیکر من
اندیشه چو ابر بهار کرده
هوش مصنوعی: بدن من از عرق و اشک و ناله پر شده است و تفکراتم مانند ابرهای بهاری فراوان و پربار شده است.
مسکین دل من یاد حضرت تو
در مسکن غم غمگسار کرده
هوش مصنوعی: دل بیچارهام، یاد تو را در خانهی اندوه به دلتنگی نشسته است.
وین دیده خیال نثار صدرت
بی حد گهر شاهوار کرده
هوش مصنوعی: این چشم، خیال عشق تو را بیپایان مانند گوهری گرانبها نثار سینهام کرده است.
امروز دگر باره حشمت تو
بر کام دلم کامگار کرده
هوش مصنوعی: امروز دوباره زیبایی و شکوه تو دل مرا شاد کرده است.
بر رغم زمانه مرا جلالت
مرا مرکب رامش سوار کرده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زمانه در حال تغییر است و شرایط سختی را به همراه دارد، من با جلال و شکوه خاص خود، بر روی اسبی آرام و مطیع نشستهام.
اقبال قبول تو منزل من
اندر کنف زینهار کرده
هوش مصنوعی: تو مرا به خانهات بپذیر و از من مراقبت کن، چون در این جمع، من به حمایت تو نیاز دارم.
این طبع و دهان گهر فشانم
بر مدحت تو اختصار کرده
هوش مصنوعی: من این ذاتی که دارم و این زبان گهربار را برای ستایش تو به طور مختصر به کار میبرم.
تا هست بشبها جمال گردون
چون چهرهٔ خوبان نگار کرده
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی آسمان در شب وجود دارد، مانند چهرهٔ زیبا و خوشاندام محبوبان است.
بادا همه عمر تو سور و عالم
بدخواه ترا سوکوار کرده
هوش مصنوعی: باشد که همه عمر تو خوش و شاد باشی و در عین حال، بدخواهانت از تو غافل بمانند و نتوانند به تو لطمهای بزنند.
در عرصهٔ آفاق ظالمان را
انصاف تو بی اقتدار کرده
هوش مصنوعی: در دنیای پیرامون، ظلم ستمگران را به واسطهٔ انصاف تو توانستهای بیقدرت و بیاثر کنی.