برگردان به زبان ساده
ای لب تو گونهٔ شراب گرفته
وعدهٔ تو عادت سراب گرفته
هوش مصنوعی: ای لب تو همچون شراب خوش رنگ و زیباست، و وعدههایی که به من میدهی، مانند سرابی است که هیچگاه به حقیقت نمیپیوندد.
عارض تو رنگ سیم خام ربوده
طرهٔ تو بوی مشک ناب گرفته
هوش مصنوعی: موهای تو به رنگ نقرهای جلوه میکند و رایحهای همانند عطر خالص مشک از آن به مشام میرسد.
جعد تو همچون شهاب گشته بصورت
ماه ترا در پس نقاب گرفته
هوش مصنوعی: فرودست تو مانند شهابی درخشان شده و چهرهات را پشت پردهای پنهان کرده است.
طبع تو در مردمی درنگ نموده
خوی تو در دلبری شتاب گرفته
هوش مصنوعی: شخصیت تو در مورد مردم متوقف مانده و طرز رفتار تو در عشق و دلبری سریع و شتابان شده است.
داده مرا بی گنه شراب قطیعت
پس شده، با دیگری شراب گرفته
هوش مصنوعی: نفس من بیگناه بوده و به من شراب ناب دادهاند، اما حالا با شخص دیگری مشغول نوشیدن هستم.
پیش حریف از حدیث خویش و دل من
هم نمک آورده، هم کباب گرفته
هوش مصنوعی: قبل از اینکه حریف بیاید، من از حرفها و دل خودم صحبت کردم، هم خاطرات شیرین دارم و هم زخمهای کهنه.
تو بطرب ز خمه بر رباب نهاده
من ز اسف نالهٔ رباب گرفته
هوش مصنوعی: تو ساز را در دستان خود قرار دادهای، در حالی که من از درد و اندوه ناله میزنم.
وقت درآمد که: با رخ تو ببیند
خیل خطا منزل صواب گرفته
هوش مصنوعی: زمانی فرامیرسد که با روی تو، گروهی از اشتباهات به نشانهی درست رسیدهاند.
در هوس لؤلؤ خوشاب تو،، از اشک
هر دو رخم لؤلؤ خوشاب گرفته
هوش مصنوعی: در آرزو و خواست لؤلؤی زیبا و خوش رنگ تو هستم، و از اشکهایی که بر هر دو گونهام جاری شده، همان لؤلؤی خوش رنگ به دست آمده است.
وز خم و تاب دو زلف غالیه فامت
پشت و رخم خم ربوده تاب گرفته
هوش مصنوعی: از پیچ و تاب دو زلف معشوق، پشت و رخ من در دست میافتد و انحنا پیدا میکند.
سنبل پر تاب زیر سایه زلفت
بر زده و طرف آفتاب گرفته
هوش مصنوعی: سنبلهای نرم و زیبا در سایهی موهای تو رشد کرده و به سمت آفتاب روییدهاند.
جامه سیه کرده عارض تو بحسنت
تا دل تو راه احتساب گرفته
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلنشین تو باعث شده که لباس سیاه غم و اندوه بر تن کنم، چون دل من به حساب و کتاب عشق و دوستی تو مشغول شده است.
کسوت عباسیان گرفته و برده
سطوت اولاد بوتراب گرفته
هوش مصنوعی: کسوت عباسیان پوشیده و تحت تأثیر قدرت اولاد بوتراب قرار گرفته است.
ای دل بد مهر تو ز بهر ضعیفان
صلح رها کرده و عتاب گرفته
هوش مصنوعی: ای دل، به خاطر ضعیفان، محبت خود را کنار گذاشته و با ناخرسندی و خشم برخورد کردهای.
آب تو کم گشته در تظلم عشاق
خاک در شاه را بآب گرفته
هوش مصنوعی: آب تو در میان ناله و شکایت عاشقان کاهش یافته و خاک در برابر سلطان به آب نیاز دارد.
از فزع روزگار وز جزع خلق
باب خداوند را بآب گرفته
هوش مصنوعی: به دلیل ترس از مشکلات روزگار و ناله و گلایه مردم، درب خانه خدا را با اشک و آب پر کردهام.
نصرت دین ، خسروی که رکن ضلالت
هست ز شمشیرش اضطراب گرفته
هوش مصنوعی: پشتیبانی از دین، شاهی که اساس گمراهی است، با تیغهٔ شمشیرش همه را به ترس و اضطراب انداخته است.
آن ملکی ، کز کف و عقیدهٔ او هست
بخل و ستم بعدو اجتناب گرفته
هوش مصنوعی: آن فرشتهای که تحت تأثیر عقاید و رفتار او قرار دارد، از بخل و ظلم به دور است و از آنها دوری میکند.
آنکه ز بیدار پاسبان دل اوست
چشم حوادث همیشه خواب گرفته
هوش مصنوعی: کسی که بیدار و هوشیار است و مراقب دل خود میباشد، همیشه از خطرات و حوادث دور است و نمیگذارد خواب آلودگی او را فریب دهد.
دولت او شربت نجات نهاده
صولت او ضربت عقاب گرفته
هوش مصنوعی: خوشبختی او مانند نوشیدنی است که نجات میبخشند و نیروی او مانند ضربهای است که عقاب به هدف میزند.
نیزهٔ او وصلت قلوب گسیده
خنجر او صحبت رقاب گرفته
هوش مصنوعی: نیزهای که او در دست دارد، دلهای شکسته را به هم میپیوندد و خنجر او، گردنها را به گفتگو و تعامل وادار میکند.
حاسد بد نام او چو طایر بدبخت
مستقر از عجز در خراب گرفته
هوش مصنوعی: حسودانی که به او بد ناماند، مانند پرندهای بدبخت و ناامید هستند که به دلیل ناتوانی، در خرابی و ویرانی جا گیر شدهاند.
دست بغارت گشاده خیل نهیبش
جان و دل حاسدان نهاب گرفته
هوش مصنوعی: جمعیتی در حال یورش و دست دراز کردن به سوی چیزی دارند که حسد افراد را گرفته و جان و دل آنان را به تنگ آورده است.
ای چو نبی گردن و بال شکسته
وی چو وصی دامن ثواب گرفته
هوش مصنوعی: ای مانند پیامبر، بلند و سرسختی که دست و بالش آسیب دیده است. و همچون وصی، در دامن خود پاداشهایی را جمع کردهای.
از حکمت عاقلان نصیب ربوده
وز کرمت سایلان نصاب گرفته
هوش مصنوعی: از دانش خردمندان بهرهمند شده و از کرامت و بخشش تو، درخواستکنندگان بهرهور گشتهاند.
کف خضیب از فراز چرخ ثوابت
رایت مجد ترا طناب گرفته
هوش مصنوعی: دستهایت به زیبایی درخشانی زینتزده شده است و پرچم عظمت تو بهعنوان نشانی از افتخارت، بر فراز آسمانها در اهتزاز است.
از پی دفع مخالفانت سر از کوه
بر نزد صبح جز که خواب گرفته
هوش مصنوعی: برای مقابله با دشمنان، بر فراز کوهها بایستید، اما شب را در خواب سپری کردهاید و صبح به سر نمیبرید.
امر تو در شاگردی رشاد گزیده
کف تو استادی سحاب گرفته
هوش مصنوعی: فرمان تو در یادگیری برتر و بهتر است و توانایی تو در آموزش به دیگران مانند بارانی است که زمین تشنه را سیراب میکند.
رای تو در کارها مصیبت و ز بیمش
دشمن تو نوحهٔ مصاب گرفته
هوش مصنوعی: رای تو در کارها باعث دردسر و مشکل است و به خاطر ترست، دشمن تو نیز در حال سوگواری و ناله است.
ای تو چو دریا و از تو ناصح و حاسد
آن همه عذب ، این همه عذاب گرفته
هوش مصنوعی: تو همچون دریا هستی و از تو کسانی که نصیحت میکنند و حسادت میورزند، از این همه شیرینی و این همه عذاب گرفتهاند.
شکر خداوند را که همت و رایت
فوج غنم مرتع ذئاب گرفته
هوش مصنوعی: خدا را شکر که تلاش و اراده گروهی از مومنان، گلههای گوسفند را از خطر درندهها محافظت کرده است.
هیچ بود کز کمال عقل و کهولت
بخت رهی رونق شباب گرفته ؟
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که هیچ چیزی از نظر کمال عقل و بالا رفتن سن نمیتواند بر خوشبختی و جوانی تاثیر بگذارد. به نوعی، میگوید که شاید عقل و تجربه ناشی از پیری بتوانند به رشد و شکوفایی جوانی کمک کنند، اما در نهایت هیچ چیزی نمیتواند جایگزین جوانی و شور و نشاط آن شود.
نام من اندر حساب حاشیهٔ خود
رانده و من عز بی حساب گرفته
هوش مصنوعی: نامم در لیست افراد به حاشیه رفته و من به طور بیحساب و کتاب مورد احترامی قرار گرفتهام.
وز نم جود تو کشت زار امیدم
درسنة القحط فتح باب گرفته
هوش مصنوعی: به خاطر رحمت و generosity تو، باغ امید من در سال قحطی، درهای خود را باز کرده است.
تا که نبیند بر اوج طارم ازرق
همچو مه مهر کس شهاب گرفته
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی در اوج آسمان آبی، مانند ماه و خورشید، ستارهای را نبیند که در حال افتادن است.
باد حسود ترا ز دست شقاوت
هم سرو هم دیده خاک و آب گرفته
هوش مصنوعی: باد حسود از بدیها و دشواریها، هم به چهره و هم به قامت تو آسیب رسانده و تو را به خاک و آب نیازمند کرده است.
پای تو اندر رکاب عز و بخدمت
دست زمانه ترا رکاب گرفته
هوش مصنوعی: پایت در رکاب عزت است و زمانه به خدمتت آمده و تو را همراهی میکند.