برگردان به زبان ساده
زهی فروخته حسن تو در جهان آتش
زده مرا غم تو در میان جان آتش
هوش مصنوعی: چقدر زیبا و شگفتانگیز است که زیبایی تو در دنیا به فروش رفته است. این غم توست که در وجود من، مانند آتش، شعلهور شده و مرا میسوزاند.
اگر بر آرم از اندوه عشق تو نفسی
بگیر از نفس من همه جهان آتش
هوش مصنوعی: اگر بتوانم از درد و غم عشق تو یک نفس راحت بکشم، پس از نفس من تمام جهان را آتش بزن.
نماند از آتش دل آب چشم و ترسم از آنک
بجای آب ز چشمم شود روان آتش
هوش مصنوعی: از سوز دل دیگر چیزی از اشکهایم باقی نمانده و میترسم که بهجای اشک، آتش از چشمانم جاری شود.
برتر از ز پیدا در میان خارا
دل مراست ز تیمار در میان آتش
هوش مصنوعی: دل من در میان آتش ناراحتیها و دردها قرار دارد، اما چیزی که از وجودم به یادگار مانده و از آن بسیار والاتر است، نسبت به همه اینها ارزشمندتر است.
اگر نه خاره در آتش نهان بود چونست
دل تو خاره و در دل مرا نهان آتش
هوش مصنوعی: اگر دل تو مانند خار است که در آتش پنهان شده، پس در دل من چه آتشی وجود دارد که پنهان است؟
چو باد میگذری بر من و مرا در راه
همی گذاری چونان که کاروان آتش
هوش مصنوعی: تو مانند بادی به سرعت از کنارم میگذری و در میانهی راه، مانند کاروانی که آتش را با خود میبرد، تأثیری بر من میگذاری.
بجوی مهر من، ای نوبهار حسن ، که من
بکار آیم همچون بمهرگان آتش
هوش مصنوعی: به دنبال محبت من باش، ای بهار زیبایی، زیرا من در این مسیر مانند آتش در مهرگان به کار میآیم.
منم همیشه در آتش زانده و لیک
مرا ندارد با مدح شه زیان آتش
هوش مصنوعی: من همواره در آتش رنج هستم، اما ستایش پادشاه هیچ ضرری به آتش نمیزند.
ابوالمظفر، خورشید خسروان، اتسز
که از صواعق خشمش کند کران آتش
هوش مصنوعی: ابوالمظفر، که همچون خورشید بر سر بزرگان میدرخشد، از خشم خود چنان آتشی برمیافروزد که آسمان را به لرزه درمیآورد.
ز کف اوست ببخش کمین اثر دریا
ز تیغ اوست بکوشش کهین نشان آتش
هوش مصنوعی: اثر دریا از دست اوست، نگذار که کمین کند. نشان آتش نیز از کار و کوشش اوست.
از آن زبانهٔ آتش بود بشکل زبان
که از سیاست او هست ترجمان آتش
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که شعلههای آتش به شکل زبان هستند و نشاندهندهٔ آن است که سیاست او مانند ترجمهای از آتش عمل میکند. به عبارت دیگر، گزینههای انتخابی و رفتارهای او در سیاست، مانند خواص و رفتارهای آتش، شدید و تاثیرگذار هستند.
خدایگانا، از چشم و دل عدوی ترا
نتیجه هر نفس آبست و هر زمان آتش
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، از نظر و احساس من، دشمن تو در هر لحظه نتیجهای به بار میآورد، و هر زمان در دلش آتش حسادت شعلهور میشود.
رود خدنگ تو سوی مخالفان ز کمان
چنانکه سوی شیاطین ز آسمان آتش
هوش مصنوعی: تیر شما همچون آتش از آسمان به سوی دشمنانت پرتاب میشود، مثل اینکه آتش به سمت شیاطین فرود میآید.
بجنب خاطر تو کی ضیا خورشید ؟
بپیش همت تو کی شود عیان آتش ؟
هوش مصنوعی: عزیزم، با توجه به وجود توست که روشنایی خورشید معنا پیدا میکند و با تلاش و ارادهات، آتش درون خود را به نمایش میگذاری.
نهاده لطف تو در در شاهوار صفا
فگنده جود تو در گنج شایگان آتش
هوش مصنوعی: حس نیکی و محبت تو در دل من جای گرفته و generosity و بخشش تو در خزینهای بزرگ همچون آتش میسوزد.
دماغ خصم تو تیره است همچون رنگ دخان
شدست تیغ تو در ضمن آن دخان آتش
هوش مصنوعی: دماغ دشمن تو به اندازه رنگ دود تیره و تار است، و تیغ تو مانند آتش در میان آن دود درخشان و خطرناک است.
تو چرخ فتح و کمانی ترا چو آتش تیز
عجب نباشد بر چرخ در کمان آتش
هوش مصنوعی: تو مانند یک چرخ پیروزی و کمانی هستی؛ عجیب نیست که بر چرخ آتش مانند کمان، تیزی و قدرت داشته باشی.
کسی که نقض تو خواهد که بر زبان راند
شود زبانش هر لحظه در دهان آتش
هوش مصنوعی: کسی که بخواهد به تو آسیب بزند و از روی زبانش حرفی بزند، زبانش همیشه در معرض آتش و خطر خواهد بود.
نهد بدست کرامات تو زمانه نعیم
دهد بکف سیاسات تو عنان آتش
هوش مصنوعی: زمانه با کرامتهای تو خوش است و در دست توست، و این سیاستهای تو است که میتواند آتش را کنترل کند.
اگر تو قد عزم تو داشتی خورشید
شدی جواهر اندر زمین کان آتش
هوش مصنوعی: اگر تو اراده و عزم قوی داشته باشی، همچون خورشید درخشان خواهی شد و به جواهر با ارزشی در زمین تبدیل خواهی گشت که حرارت و انرژی دارد.
همی کند ز شررهای خویش وقت فزع
بزیر پای تو خورشید زرفشان آتش
هوش مصنوعی: در زمان ترس و اضطراب، خورشید با شعلههای خود از روشنایی و حرارتش به زیر پای تو میافتد.
چو گشت عدوی تو خاکسار از غم
بزخم خنجر چون آب در روان آتش
هوش مصنوعی: وقتی دشمن تو به خاطر غم و دردی که دچارش شده، به حالت ناتوانی و خاکساری در میآید، مانند آب که در آتش میجوشد و در حرکت است.
اگر هلاک قصب اندر آتش بطبع
چراست در قصب رمح تو نهان آتش؟
هوش مصنوعی: اگر علفها در آتش بسوزند، به خاطر ذات خودشان است. پس چرا در نیزهی تو آتش نهان است؟
نعوذ بالله! اگر هیبت تو شعله زند
ز قندهار رسد تا بقیروان آتش
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر شکوه و جلال تو، آتش شعلهور شود، بهطوری که از قندهار تا بقیروان گسترش یابد.
رفیع رأی جناب تو در مراسم شرع
مکرمست چو در کیش باستان آتش
هوش مصنوعی: شأن و مقام نظر و عقل شما در مسایل مذهبی بسیار بلند و محترم است، همچنان که در آیین قدیمی، آتش دارای اهمیت و حرمت ویژهای بود.
بهر رهی که خرامد بفتح و فیروزی
عزیمت تو، که جوید ازو کران آتش
هوش مصنوعی: برای هر راهی که با افتخار و موفقیت پیش میروی، هدف تو این است که از آن مسیر به دامن آتش دست یابی.
کلیم وار کنی همچو رهگذر دریا
خلیل وار کنی همچو بوستان آتش
هوش مصنوعی: شبیه کسی که به آرامی و بیحرکت از کناره دریا میگذرد، عمل کن. در عین حال همچون کسی که در باغی از آتش است، با شجاعت و قوت عمل کن.
رسیده قاعدهٔ عدل تو بدان درجه
که پنبه را شود امروز پاسبان آتش
هوش مصنوعی: قاعدهٔ عدالت تو به حدی رسیده که امروز پنبه نیز میتواند guardian آتش باشد. یعنی قدرت و نفوذ عدالت چنان است که حتی چیزهای نرم و آسیبپذیر مثل پنبه میتوانند در برابر آتش بایستند و محافظت کنند.
اگرچه آتش دوزخ مهابتی دارد
بپیش هیبت تو آب گردد آن آتش
هوش مصنوعی: اگرچه آتش دوزخ سخت و مهیب است، اما در برابر قدرت و عظمت تو مانند آبی آرام خواهد شد.
شها، بنظم سخن طبع من چنان سبکست
که در مقابلهٔ او بود گران آتش
هوش مصنوعی: ای شها، سخن من به گونهای است که همچون وزنی سبک در برابر آتش سنگین و سوزان به نظر میرسد.
بروشنی و بلندی چو مدح پردازم
رفیع خاطر من هست در بیان آتش
هوش مصنوعی: وقتی درباره تو صحبت میکنم، میگویم که تو با درخشش و عظمت خود، در دل و خاطر من همچون آتش شعلهور هستی.
در تو، شاها، محراب مدح خوان تو شد
چنانکه باشد محراب زند خوان آتش
هوش مصنوعی: در وجود تو، ای شاه، جایگاه ستایش به اندازهای مقدس و با اهمیت شده که همانند جایگاه آتش در زندان، برای زحمات و مدحهای دیگران ارزشمند است.
بآب غربت دادم بطوع و طبع رضا
زدم ز بهر تو در جان خانمان آتش
هوش مصنوعی: من با اختیار و عشق، درد غربت را به جان خریدم و برای تو، در دل خانهام، آتش عشق روشن کردم.
مراست آب بلاغت مطیع آتش طبع
که دیده آب بر رو گشته قهرمان آتش ؟
هوش مصنوعی: آبی که نشانهی بلاغت و فصاحت است، زیر فرمان آتش خلاقیت من است. آیا کسی میتواند ببیند که آب بر روی چهرهام برجسته شده و شجاعت آتش را به نمایش میگذارد؟
بنظم خاطر من پرنیان همی بافد
که دیده هرگز نساج پرنیان آتش ؟
هوش مصنوعی: خاطرم مانند پارچهای نرم و لطیف در حال بافتن است و این در حالی است که چشم هیچگاه به بافتن پارچهای که در آن آتش وجود دارد، مشغول نبوده است.
شدست لفظ مرا بنده بی خلاف گهر
شدست طبع مرا سخره بی گمان آتش
هوش مصنوعی: کلام من به گونهای است که به هیچ وجه نمیتواند عیبدار باشد. همچنین، طبع و ویژگیهای من به نوعی است که رنگ و بوی سوزان و پرحرارتی دارد.
ازین سپس ندهد در تنم بلا گیتی
وزین سپس نکند در دلم مکان آتش
هوش مصنوعی: از این به بعد هیچ درد و رنجی در وجودم نخواهد بود و همچنین هیچ آتشی در دل من جای نخواهد گرفت.
خدای داند کز تو بدودمان نروم
و گر برآرد دودم ز دودمان آتش
هوش مصنوعی: خدا میداند که من از خاندانی که متعلق به توست دور نخواهم رفت و اگر هم دودمان من به خاطر آتش و مشکلاتی که به وجود میآید، به خطر بیفتد.
بحضرت تو مرا گشت آبروی قرین
وگرچه با دل من بود هم قران آتش
هوش مصنوعی: در پیشگاه تو من آبرو پیدا کردهام، هرچند که دل من همچنان به آتش داغ است.
همیشه تا که فروزد براغ و باغ بهار
ز برگ لاله و از شاخ ارغوان آتش
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و شکوه فصل بهار اشاره دارد. وقتی بهار میرسد، درختان و گلها شکوفا میشوند و مناظر دلنشینی به وجود میآورند. لالهها و شاخههای ارغوان با رنگهای زنده و شاداب خود همانند آتش میدرخشند و فضای طبیعت را زیباتر میکنند. این احساس نشاط و سرزندگی در بهار، همواره دلها را شاد میکند.
بر اهل عالم، شاها، خدایگان بادی
چو بر طبایع عالم خدایگان آتش
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ، تو همچون بادی هستی که بر تمام انسانها میوزد، مانند آتش که بر طبیعت موجودات تاثیر میگذارد.
مخالفان ترا همچو هاویه جنت
موافقان ترا همچو ضمیران آتش
هوش مصنوعی: دشمنان تو به مانند جهنم هستند، در حالی که دوستان تو مثل بهشت هستند.