برگردان به زبان ساده
آن گروهی که زنده از دینند
همه بیدار خواب میبینند
هوش مصنوعی: افرادی که به دین خود زنده و پایبند هستند، در تلاش و کوشش بیدارند و از خواب غفلت دور هستند.
طفل در خواب میبیند نان
زانکه مقصود اوست آن به جهان
هوش مصنوعی: کودک در خواب به چیزی که آرزویش را دارد، یعنی نان، فکر میکند؛ زیرا برای او مهمترین چیز در زندگیاش همین نان است.
هرچه آید به خاطرت بیدار
گه خوابت همان شود دیدار
هوش مصنوعی: هر چیزی که به ذهنت بیاید، در لحظه خواب تو، همان چیزی میشود که میبینی و تجربه میکنی.
عکس تو اهل دل به بیداری
خوابها دیده در ره باری
هوش مصنوعی: چشم من در تلاش است تا تصویر تو را ببیند و در حالی که در خواب هستم، نشانههایی از تو را در مسیر زندگی جستجو میکند.
رفته بی کاروان و مرکب و ساز
طرفة العین در دمشق و حجاز
هوش مصنوعی: بیآنکه همراه کاروان و وسیلهای داشته باشد، به سرعت و در کمترین زمان، به دمشق و حجاز رفته است.
با تو بنشسته هر دو چشمش باز
شهرها دیده چون ری و ابخاز
هوش مصنوعی: چشمانش را با تو بسته و از تماشای دنیا، شهرهای مختلفی مانند ری و ابخاز را دیده است.
کوه و صحرا و کشتی و دریا
مهر و ماه و نجوم و ارض و سما
هوش مصنوعی: این بیت به زیباییهای طبیعت و عوالم مختلف اشاره دارد. در آن به عناصر مختلفی مانند کوهها، دشتها، کشتیها و دریاها، همراه با پدیدههایی چون مهر و ماه و ستارهها اشاره شده است. این ترکیب نمادین نشاندهندهی عظمت و پیچیدگی جهان هستی است و زیباییهای آن را به تصویر میکشد.
انبیای گذشته را بیند
صد چنین ارض و صد سما بیند
هوش مصنوعی: انسان میتواند به قدرت و عظمت آفرینش پی ببرد و تجربههای نیکو و بزرگ انبیای گذشته را درک کند. او میتواند به دنیاها و آسمانهای زیادی که وجود دارد، بیندیشد و آنها را ببیند.
نی که جبریل همچو شخص جوان؟
خود به مریم نمود ناگاهان
هوش مصنوعی: نی که فرشتهای چون جبرئیل به صورت جوان به ناگاه خود را به مریم نشان داد.
مریم از وی گریخت چونش دید
بود مستوره زو قوی ترسید
هوش مصنوعی: مریم زمانی که او را دید، از ترس فرار کرد چون احساس کرد که او قدرتی بیشتر از خود دارد و نمیخواهد با او مواجه شود.
گفت با مریم او «ز من مهراس
ملکم من، ببین مرا بشناس
هوش مصنوعی: او به مریم گفت: «از من نترس، من یک نفر عادی هستم، فقط مرا ببین و بشناس.»
حق مرا امر کرد تا بدمم
از ره آستینت روح دمم
هوش مصنوعی: من از تو کمک خواستهام و تو به من فرمان دادهای که از آستین تو بدمم بگویم و به خودم روحی تازه ببخشم.
تا شوی حامل مسیح مرم»
گفت در دم درون من ز کرم
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی پیامرسان مسیح باشی، باید در درون خودت به برکت و نعمت او دست یابی.
بی توقف در او دمید آندم
تا که شد حامله از او مریم
هوش مصنوعی: در آن لحظه بیوقفه در وجود او دمید و به این ترتیب، مریم از او باردار شد.
بعد نه ماه آن پسر را زاد
وانگهانش به گاهواره نهاد
هوش مصنوعی: پس از گذشت نه ماه، آن پسر به دنیا آمد و ناگهان در گهواره قرار گرفت.
جمله خویشان شدند جمع بر او
که بُدی بکر و عابد و حقجو
هوش مصنوعی: همهٔ خویشاوندان دور هم جمع شدند و دربارهٔ او صحبت کردند که او فردی بافضیلت، عابد و جویای حقیقت بود.
از تو این کار بد بدیع نمود
نام تو پیش خلق نیکو بود
هوش مصنوعی: این کار زشت که تو انجام دادی، به نوعی جدید و منحصر به فرد به نظر میرسد، اما نام تو نزد مردم همچنان نیکو و پسندیده باقی مانده است.
سربلندی ما کنون شد پست
مینگویی که این چه واقعه است؟
هوش مصنوعی: با توجه به جملات و احساساتی که در این بیت بیان شده، به نظر میرسد که فرد در حال اشاره به یک وضعیت ناخواسته یا نامطلوب است. او به نوعی حسرت یا تعجب از تغییر اوضاع و کاهش عظمت و سربلندی خود دارد و میپرسد که این تحول چه نوع رویدادی است که به اینجا رسیدهاند. به عبارت دیگر، احساس ناامیدی و سوالی درباره علل این تغییرات در زندگی خود دارد.
کرد اشارت کز ین پسر پرسید
بد مگویید اگر خداترسید
هوش مصنوعی: او اشاره کرد که اگر درباره این پسر سوالی دارید، بد نگویید و از خدا بترسید.
همه گفتند طفل نوزاد است
کی از آن پرسد آنکه آزاد است
هوش مصنوعی: همه گفتند که این بچه نوزاد است و کسی از آن نخواهد پرسید که آن فردی که آزاد است چه میگوید.
این چه مکر و چه حیله میبندی؟
بر سر و ریش ما همیخندی؟
هوش مصنوعی: این چه نیرنگ و چه تدبیری است که به کار میبری؟ چرا بر ما میخندی و به سر و ریش ما میتازی؟
یک از ایشان که بود اهل خرد
نور صدق و صفا درونش زد
هوش مصنوعی: یکی از آنها که دارای عقل و درک بود، نور صداقت و پاکی در درون او تابیده شده بود.
پس بپرسید از پسر احوال
خوش بگفت اندر آمد او در حال
هوش مصنوعی: پس از او احوال خوشش را پرسیدند و او در همان لحظه داستان خوبی را برایشان تعریف کرد.
گفت در مهد قوم را عیسی
که منم در صفات چون موسی
هوش مصنوعی: عیسی به قوم خود گفت: همانطور که موسی در صفات خود متمایز بود، من نیز همین ویژگیها را دارم.
بی پدر هست من ز روح شدم
زبدهٔ هود و لوط و نوح شدم
هوش مصنوعی: من بدون پدر هستم و به خاطر روحی که دارم، از بهترین ویژگیهای هود، لوط و نوح برخودار شدهام.
به یکی وجه مانم آدم را
به همه وجه دارم آن دم را
هوش مصنوعی: من به یک شکل شبیه انسانها هستم، اما از هر نظر در لحظهای که هستم، چیزهای زیادی دارم.
هستم آن بندهای که در دو سرا
کرد حق پیشوا و شاه مرا
هوش مصنوعی: من آن بندهای هستم که در هر دو دنیا، حق پیشوایم و همچنین سلطنتی که دارم را رعایت کردهام.
هم کتابم بداد و خاصم کرد
تا کنم من دوای هر غم و درد
هوش مصنوعی: کتاب به من داده شد و من را ویژه و خاص کرد تا بتوانم درمانی برای هر اندوه و رنجی بیابم.
هم مرا بی عمل رسالت داد
همچو آدم به من جلالت داد
هوش مصنوعی: خداوند به من مسئولیتهایی داد، بدون اینکه عملی انجام داده باشم، و همچنین به من شرف و بزرگی عطا کرد، همانطور که به آدم عطا کرد.
کر اصلی ز من شود شنوا
کور یابد دو دیدۀ بینا
هوش مصنوعی: اگر من به حقیقت و اصل خود دست یابم، دیگران که کورند و نمیبینند، توانایی دیدن حقیقت را پیدا خواهند کرد.
مبتلا هم ز من درست شود
هر طرف به ز تندرست دود
هوش مصنوعی: هر کسی که از من درگیر مشکل است، در هر گوشهای از دیار، بهتر از آن کسی که سالم و تندرست است، به حال خود مبتلا میشود.
مردگان را به دم کنم زنده
سرکشان را ز جان و دل بنده
هوش مصنوعی: مردگان را با شیوهای خاص زنده کنم و سرکشان را از صمیم قلب به بند بکشم.
گر کنم حکم خاک زر گردد
سنگ ریزه در و گهر گردد
هوش مصنوعی: اگر من دستور دهم، خاک تبدیل به طلا میشود و سنگ ریزه به مروارید.
پری و دیو را فرشته کنم
در یم نورشان سرشته کنم
هوش مصنوعی: میخواهم مانند یک فرشته، پری و دیو را به هم نزدیک کنم و در نورشان ترکیب کنم.
مرغ پرانم از گل تیره
که شوند انس و جن در آن خیره
هوش مصنوعی: من به پرواز درآمدم و از دنیای تاریک و غمانگیز جدا شدم، جایی که موجودات نادیدنی در آن سردرگم هستند.
معجزات مرا نهایت نیست
گفتم از نقل و از روایت نیست
هوش مصنوعی: معجزههای من حد و مرزی ندارند؛ من این را گفتهام و نیازی به نقل و روایت نیست.
انا روح الاله بینکم
انا یا طالبین زینکم
هوش مصنوعی: من روح الهی هستم که در میان شما قرار دارد، ای کسانی که به دنبال زینتهای الهی هستید.
انا سرالکلیم فی العالم
کی رسد هر نبی به احوالم؟
هوش مصنوعی: من از اسرار خداوند در دنیا هستم، چگونه میتواند هر پیامبری به حال و وضع من پی ببرد؟
نوره والدی و استادی
کان فی الاصل منه ارشادی
هوش مصنوعی: پدر و معلم من نور و روشنایی هستند، چون اصل و ریشه آنها هدایت من است.
جئنکم رحمة اطیعونی
کافلا دولة اطیعونی
هوش مصنوعی: به شما رحمت و لطفی رسیده است، پس از من پیروی کنید، زیرا که با اطاعت از من، به قدرت و دولتی بزرگ دست خواهید یافت.
انا باقی و عمرکم فانی
طالب النفس کافر جانی
هوش مصنوعی: من زندهام و عمر شما به پایان میرسد. کسی که به دنبال نفس و خواستههای خود است، در حقیقت بیخیال و دارای روحی کافر است.
انا احیی النفوس من نفسی
انا اجری الکؤوس من نفسی
هوش مصنوعی: من جانها را با وجود خود زنده میکنم و شرابها را از وجود خود میجریانم.
انا عین الحیوة فی عصری
فی ریاض قلوبکم اجری
هوش مصنوعی: من در عصر خودم نماد زندگی هستم و در باغهای دلهای شما جریانی دارم.
ترجمان خدای بیچونم
منگر تو مرا دگر گونم
هوش مصنوعی: من ترجمان خداوندی هستم که هیچ عیبی ندارد، پس به من نگاه نکن که ممکن است تغییر کنم.
گفت من گفت اوست گوش گشا
دو مبین چون نیم ز دوست جدا
هوش مصنوعی: گفت من، گفت او را بشنو و توجه کن که وقتی از دوست جدا میشوی، نباید به او نگاه کنی.
باز مرده اگر دهد آواز
بود از مرد زنده آن نه از باز
هوش مصنوعی: اگر پرندهای مرده آواز سر دهد، این آواز از آن پرنده زنده نیست، بلکه از انسان زندهای است که آن صدا را ایجاد کرده است.
مرده را کی بود طنین و صفیر
آن ز صیاد و مرغ دان ای میر
هوش مصنوعی: مرده را به چه کار صدای صید و پرنده میرسد، ای سرور!
میکند بانگ تا که مرغ آید
پیش این مرغ و اوش برباید
هوش مصنوعی: صدای او بلند میشود تا وقتی که پرندهای به طرف او بیاید و او را مورد توجه قرار دهد.
به چنین حیله مرغکان گیرد
خلق را حق هم آنچنان گیرد
هوش مصنوعی: افراد با ترفندهای مختلف جذب میشوند، همانطور که حق نیز به شکلهای مختلف توجه و نظر مردم را جلب میکند.
اولیا مردهاند پیش از مرگ
فارغند از قبول کس و ز ترک
هوش مصنوعی: اولیا، یعنی افراد خاصی که به مقامهای عالی معنوی رسیدهاند، قبل از اینکه از دنیا بروند، از پذیرش هر کسی و همچنین از ترک و دوری از مردم آزاد و بیدغدغه هستند.
کند آواز حق که پندارند
آن نه مرده است رو بدو آرند
هوش مصنوعی: صدا و پیام حق را به گونهای بیان میکنند که به نظر میرسد او مرده است، اما مردم با شوق و امید به سوی او روی میآورند.
زانکه چون جنس خویش بیند او
نرمد هیچ و زود گیرد خو
هوش مصنوعی: چون فردی با جنس و نوع خود آشنا میشود، هیچ نرمش و ملایمتی از خود نشان نمیدهد و به سرعت به حالت طبیعی خود برمیگردد.
نطق طوطی بر این نسق باشد
سخن اولیا ز حق باشد
هوش مصنوعی: سخنان طوطی مانند تنها تقلید است و هیچ عمق و حقیقتی ندارد، اما سخنان اولیا الهی از حقیقت و عمق معنایی برخوردار است و بیانگر پیامهای الهی است.
طوطیک را چنین به گفت آرند
کاینه پیش او همیدارند
هوش مصنوعی: طوطی را چنین به سخن در میآورند که میگویند در پیش او نیز چنین رفتار میکنند.
پس آئینه عاقلی پنهان
گشته وز دور نکتهها گویان
هوش مصنوعی: پس عقل آدمی همچون آئینهای پنهان شده و از دور کسانی که نکتههای عمیق را بیان میکنند، دور است.
بیند او خویش را در آن پیدا
طوطی سبز رنگ خوشسیما
هوش مصنوعی: او در آنجا خود را میبیند، طوطی سبز با زیبایی دلنشین.
طوطیک چونکه آن سخنها را
شنود همچنان شود گویا
هوش مصنوعی: وقتی طوطی آن صحبتها را میشنود، به سرعت صحبت کردن را یاد میگیرد و زبان باز میکند.
زانکه چون جنس بیند او آسان
پیش آید نترسد از نقصان
هوش مصنوعی: چون کسی چیزی را بشناسد و تشخیص دهد، راحتتر به سمت آن میرود و از کمبودهایش نمیترسد.
سخن از وی دلیر آموزد
زان سخن همچو شمع افروزد
هوش مصنوعی: صحبت کردن درباره او انسان را شجاع و دلیر میکند و این کلام مانند شمعی میدرخشد.
ور نبیند چو خویش مرغ در او
بگریزد یقین نیارد رو
هوش مصنوعی: اگر کسی خود را مانند مرغی در قفسی بشناسد و از آن بگریزد، مطمئناً نمیتواند به سمت دیگری برود.
وحی را حق به انبیا زان داد
تا بدین شیوه سر به خلق افتاد
هوش مصنوعی: خداوند وحی را به پیامبران عطا کرد تا آنان به این طریق به خلق و جامعه راهنمایی کنند.
ور نبودی چنین کس از آن سر
نرسیدی به صد هزاران بر
هوش مصنوعی: اگر چنین چیزی نبود، تو هرگز نمیتوانستی از آن سوی به اینجا برسی، حتی با وجود صد هزار نفر.
ور نمودی جز این نخوردی هیچ
زان شکرها بشر نبردی هیچ
هوش مصنوعی: اگر جز این کار دیگری نکردی، هیچ مزهای از آن شکرها نبردی و هیچ چیز دیگری از بشری نیافتی.