برگردان به زبان ساده
سوزِ تبِ فراقِ تو درمانپذیر نیست
تا زندهام چو شمع از اینم گزیر نیست
هوش مصنوعی: آتش و درد جدایی تو هیچ درمانی ندارد، تا زمانی که زندهام، نمیتوانم مانند شمع از این درد فرار کنم.
هر درد را که مینگری هست چارهای
دردِ محبت است که درمانپذیر نیست
هوش مصنوعی: هر دردی که به آن نگاه کنی، راه حلی برایش وجود دارد؛ اما درد عشق، درمانی ندارد و همیشه باقی میماند.
هیچ از دلِ رمیدهٔ ما کس نشان نداد
پیدا نشد عجب که به دامی اسیر نیست
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست نشانی از دل رمیده و سرگردان ما بیابد. عجب نیست که کسی گرفتار دام نیست.
بر من کمان مکش که از آن غمزهام هلاک
بازو مساز رنجه که حاجت به تیر نیست
هوش مصنوعی: بر من تیر نزن، چون با نگاه زیبات آرزوهای من را هلاک میکنی. دستانت را به من نزن، چون دیگر نیازی به تیر و کمان نیست.
رفتی و از فراقِ تو از پا درآمدم
باز آ که جز تو هیچ کسم دستگیر نیست
هوش مصنوعی: رفتی و از دلتنگی تو به شدت ناراحتم. ای کاش بدانی که هیچکس جز تو به من کمک نمیکند و من در این وضعیت تنها ماندهام.
سهل است اگر گهی گذرد در ضمیرِ تو
وحشی که جز تو هیچ کسش در ضمیر نیست
هوش مصنوعی: آسان است اگر گاهی در دل تو افکاری آزاد و سرکش بیاید، زیرا هیچ کس جز تو در دل او نیست.