برگردان به زبان ساده
از نظر افتادهٔ یاریم مدتها شدست
زخمهای تیغ استغنا جراحتها شدست
هوش مصنوعی: مدتی طولانی است که محبوبم از دیدم دور شده و زخمهایی که به خاطر بینیازیاش بر دلم نشسته، همچنان مرا آزار میدهد.
پیش ازین با ما دلی زآیینه بودش صافتر
آهی از ما سر زدست و این کدورتها شدست
هوش مصنوعی: قبلاً دل ما مانند آینه صاف و بدون لک بود، اما اکنون دانستهایم که در دل ما غمی وجود دارد که باعث کدر شدن آن شده است.
چشم من گستاخ بین، آن خوی نازک زودرنج
تا نگاهم آن طرف افتاده صحبتها شدست
هوش مصنوعی: چشم من بیپرواست، و آن ویژگی نرم و حساس او باعث شده است که هر بار که به آن سمت نگاه میکنم، گفتوگوها و حرفها آغاز شود.
بر سر این کین همه خواری چرا باید کشید
با دل بیدرد خود ما را خصومتها شدست
هوش مصنوعی: چرا باید به خاطر این دشمنیها و کینهها، که از آنها رنج میبریم، با دل بیدرد و بیاحساس، خود را در عذاب و زحمت بیندازیم؟
زین طرف وحشی یکی سد گشته پیوند امید
گرچه زان جانب به کلی قطع نسبتها شدست
هوش مصنوعی: در اینجا به گفتن این نکته اشاره شده است که اگرچه از یک طرف پیوندهای امید به وجود آمده، اما از طرف دیگر تمام ارتباطها و نسبتها کاملاً قطع شدهاند. به عبارتی، در شرایطی که کمترین امیدی وجود دارد، روابط و وابستگیها به طور کامل از بین رفته است.