برگردان به زبان ساده
ای مرغ سحر! حسرت بستان که داری؟
این ناله به اندازهٔ حرمان که داری؟
هوش مصنوعی: ای پرندهٔ صبح، حسرت باغ را به دل دار، چرا که این نالهای که میزنی به اندازهٔ اندوهی است که در دل خود داری.
ای خشکلب بادیه! این سوزِ جگرتاب
در آرزوی چشمهٔ حیوان که داری؟
هوش مصنوعی: ای آن که در بیابان خشک و بیآب زندگی میکنی، این درد سینه را به یاد آور که در آرزوی چشمهٔ حیات هستی، تو نیز این را داری.
ای پای طلب این همه خون بسته جراحت
از زخم مغیلان بیابان که داری؟
هوش مصنوعی: ای پای جستجو، چرا اینقدر خونین و زخمی هستی؟ از زخمهای عمیق و سختی که در بیابانها متحمل شدی، چه چیزی به دست آوردهای؟
پژمرده شد ای زردگیا! برگِ امیدت
امید نم از چشمهٔ حیوان که داری؟
هوش مصنوعی: ای گیاه زرد، امید تو پژمرده شده است. امیدی که باید از چشمه زندگی گرفته باشی، اکنون در تو وجود ندارد.
ای شعلهٔ افروخته! این جان پر آتش
تیز از اثر جنبش دامان که داری؟
هوش مصنوعی: ای شعلهٔ درخشان، این جان پرشور و پرحرارت به خاطر تأثیر جنبش دامن توست که به این حالت درآمده است.
ما خود همه دانند که از تیر که نالیم
این ناله، تو از تیزی مژگان که داری؟
هوش مصنوعی: ما خود خوب میدانیم که از چه چیزی رنج میکشیم، اما این ناله تو به خاطر تیزی و زیبایی چشمانت است که ما را آزار میدهد.
وحشی سخنان تو عجب سینهگداز است
این گرمی طبع از تَفِ پنهان که داری؟
هوش مصنوعی: سخنان تو به قدری دلنشین و سوزان است که انسان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این احساس گرمی و شوق درون تو، نشانهای از عواطف پنهانیات است.