برگردان به زبان ساده
چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی
جفاهای چنین از خوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: اگر هرگز چهرهاش را نمیدیدی، دلنواز بودی و دردها و بیوفاییهای او را هرگز نمیفهمیدی.
سخنهایی که در حق تو سر زد از رقیب من
گرت میبود دردی سوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: اگر کلمات بدی که رقیب من دربارهات گفته بود، در واقع به تو میرسید، هرگز دردی از سوی او مشاهده نمیکردی.
بدین بد حالی افکندی مرا ای چشم تر آخر
چه بودی گر رخ نیکوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: چشمان گریان تو مرا به این حال بد انداختند. آخر اگر هرگز چهره زیبا و خوش روی او را نمیدیدی، چه اتفاقی میافتاد؟
ز اشک ناامیدی کاش ای دل کور میگشتی
که زینسان غیر را پهلوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: ای دل، ای کاش چشمانت کور میشدند تا از روی ناامیدی، دیگر هیچکس را غیر از او نمیدیدی.
ترا صد کوه محنت کاشکی پیش آمدی وحشی
که میمردی و راه کوی او هرگز نمیدیدی
هوش مصنوعی: ای کاش تمام سختیها و دردهایی که بر تو وارد شده، به خاطر عشق به او بود، زیرا اگر چنین بود، بهتر بود که هرگز او را نمیدیدی و فقط برای عشقش میمردی.