برگردان به زبان ساده
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
تا نداند کس که چون بی اعتبارم کردهای
هوش مصنوعی: به خاطر بیاحترامیهایی که به من کردهای، دیگر به میهمانیات نمیروم تا کسی از وضعیت نابههام آگاه نشود.
چون بسوی کس توانم دید باز از انفعال
اینچنین کز روی مردم شرمسارم کردهای
هوش مصنوعی: وقتی به کسی نگاه میکنم، این احساس را دارم که نمیتوانم جبران کنم؛ این حالت انفعال من باعث شده که از نگاه مردم خجالت بکشم.
ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز
چون به لطف خویشتن امیدوارم کردهای
هوش مصنوعی: من ناامیدم و دیگر اجازه نده که خون من بریزد، زیرا تو با لطف و مهربانیات به من امید دادهای.
تو همان یاری که با من داشتی صد التفات
کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کردهای
هوش مصنوعی: تو همان دوستی هستی که زمانی با من مهربان بودی، حالا اما با دلی پر از غم و اندوه، همراهم شدهای.
ای که میپرسی بدینسان کیستی زار و نزار
وحشیم من کاینچنین زار و نزارم کردهای
هوش مصنوعی: تو که در حال پرسش از حال و روز من هستی و میبینی که چقدر زار و بینوا هستم، باید بدانی که این حالت من را تو به این روز انداختی.