برگردان به زبان ساده
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو
هوش مصنوعی: میترسم که دیوانگی بر من حاکم شود و به خاطر عشق تو دچار طغیانی شوم. مانند طوقی که بر گردنم میافتد، عشق تو باعث جنون من میشود.
میآیی و میافکند چا کم به جیب عافیت
شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو
هوش مصنوعی: تو به آرامی میرسی و نیکیها را به جانم هدیه میدهی، درست مانند یک گل زیبا که با ناز و کرشمه به دامن طبیعت میرقصد.
وقتی نگاهی رسم بود از چشم سنگین دل بتان
آن رسم هم منسوخ شد در عهد استغنای تو
هوش مصنوعی: زمانی نگاههای پر از عشق و محبت از چشم بتان دلشکسته، مرسوم بود، اما اکنون با وجود تو که در همه چیز بینیاز هستی، آن سنت و رسم نیز دیگر اهمیت ندارد و از بین رفته است.
فرسوده سرها در رهت در هر سری سد آرزو
وان آرزوها خاک شد یک یک به زیر پای تو
هوش مصنوعی: سرها در مسیر تو فرسوده و خسته شدهاند و هر آرزویی که در دل داشتند، اکنون به خاک تبدیل شده و زیر پای تو افتاده است.
وحشی ببین اندوه دل وز سخت جانی دم مزن
کز هم بپاشد کوه را اندوه جان فرسای تو
هوش مصنوعی: وحشی، به غم دل خود توجه کن و از سختی جان خود صحبت نکن؛ زیرا غم جانفرسای تو میتواند کوه را هم در هم بشکافد.