برگردان به زبان ساده
یک بار نباشد که نیازردهام از تو
در حیرتم از خود که چه خوش کردهام از تو
هوش مصنوعی: هرگز نبوده که از تو دلشکسته باشم و اکنون در تعجبم از خودم که چگونه اینقدر به تو دلخوش کردهام.
خواهم که حریفی چو تو خوبت بچشاند
ته ماندهٔ این رطل که من خوردهام از تو
هوش مصنوعی: من آرزو دارم کسی همچون تو، با زیباییات، باقیماندهی این بار سنگینی که از تو به دوش دارم را به من بچشاند.
این میوه که آلوده به زهرم لب و دندان
نوباوهٔ شاخیست که پروردهام از تو
هوش مصنوعی: این میوه که به زهر آلوده است، لب و دندان کودک جوانی است که من به خاطر تو تربیت کردهام.
سد پردهٔ خون گشت بر عقدهٔ غم خشک
دل مردهتر از غنچهٔ پژمردهام از تو
هوش مصنوعی: درد و رنج من همچون دیواری از خون شده و غم عمیق در دل من نشسته است. من از تو به اندازهٔ یک گل پژمرده، خشک و بیروح هستم.
چون وحشی اگر عمر بود بر تو فشاندم
جانی که به نزدیک لب آوردهام از تو
هوش مصنوعی: اگر عمری باقی باشد، همچون یک وحشی برای تو جانم را فدای تو میکنم؛ چون به نزدیکی لبهای تو رسیدهام.