برگردان به زبان ساده
چهها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
هوش مصنوعی: من چه کارهایی را با وجود خود و دور از چهره محبوبم انجام دادم، آیا این کارها را دشمن برایم ترتیب داده است که من اینگونه با خودم رفتار کردم؟
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
پزشکم گفت که به هیچ دارویی درد دوری از محبوب درمان نمیشود، اما من خودم را کشتم و با این کار درد خود را درمان کردم.
مگو وقتی دل صد پارهای بودت کجا بردی
کجا بردم ز راه دیده در دامان خود کردم
هوش مصنوعی: نگو که وقتی دل من پاره پاره بود، کجا بردی و من کجا رفتم. من در دامان خودم به تنگنای دلم افتادم.
ز سر بگذشت آب دیدهاش از سرگذشت من
به هر کس شرح آب دیدهٔ گریان خود کردم
هوش مصنوعی: او با چشمان خود اشکهایش را از سر گذرانده و من هر بار که با کسی دربارهی درد و غم خود صحبت کردم، همچنان در حال گریه بودم.
ز حرف گرم وحشی آتشی در سینه افکندم
به او اظهار سوز سینهٔ سوزان خود کردم
هوش مصنوعی: از صحبتهای دلنشین و جذاب او، آتشی در دل من جان گرفت و به او احساسات و دردهای درونم را نشان دادم.