برگردان به زبان ساده
راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما را
این چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: چشم ما که گرفتار بلای عشق توست، کجا میتوانسته به کسی دیگر نگاه کند که چنین دل را رنج دادهای؟
سنگی نفتد این طرف از گوشهٔ آن بام
این بخت نباشد سر شوریدهٔ ما را
هوش مصنوعی: اگر سنگی از گوشهٔ آن بام بیفتد، نشاندهنده این است که سرنوشت ما به گونهای نیست که خوشبختیام را به راحتی به دست آوریم.
مردیم به آن چشمهٔ حیوان که رساند
شرح عطش سینهٔ تفسیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: ما به خاطر آن چشمهی زندهکنندهای که توانست عطش عمیق و دردناک وجود ما را بیان کند، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتیم.
فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند
این عرصهٔ شطرنج فرو چیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: آوازی را بشنوید که از بازی نادرست و فریبندهای خبر میدهد، بازیای که ممکن است این میدان شطرنج را که برای ما چیده شده است، به هم بریزد.
هجران کسی، کرد به یک سیلی غم کور
چشم دل از تیغ نترسیدهٔ ما را
فراق و جدایی یک شخص باعث شد که با یک ضربهی ناراحتی، دل ما که از هیچ چیز نمیترسید، نابود شود.
ما شعلهٔ شوق تو به صد حیله نشاندیم
دامن مزن این آتش پوشیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: ما با تمام تلاش و تدبیر، عشق و شوق تو را در دل خود نگه داشتهایم، پس دامن نزن به این آتش که پنهان در وجود ماست.
ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند
خرسند کن از خود دل رنجیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: ناگهان پاییز به باغ تو بیفتد، و از دل ناراحت ما را خوشحال کند.
با اشک فرو ریخت ستمهای تو وحشی
پاشید نمک، جان خراشیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: با اشک، ستمهایی که بر ما رفته را به نمایش میگذاریم و در حالی که درد و رنج ما همچنان ادامه دارد، تو فقط زخمهای بیشتری به ما میزنی.