برگردان به زبان ساده
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
هوش مصنوعی: من با رقبای تو همنفس هستم و نمیتوانم تحمل کنم. بیتاب و ناآرامم و از درد ناشی از این وضعیت نمیتوانم رهایی یابم.
زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود
درماندهام و چارهٔ این باب ندارم
هوش مصنوعی: از این در نمیتوان خارج شد و در آن کو هم نمیتوان بود. من درماندهام و چارهای برای این وضعیت ندارم.
آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب
دارم گله از خویش و ز احباب ندارم
هوش مصنوعی: من از سرنوشت بد خود ناراحت هستم و نه از دوستانم گلایهای دارم و نه از خودم.
ساقی می صافی به حریفان دگر ده
من دُردکشم ذوق می ناب ندارم
هوش مصنوعی: ای ساقی، جام صاف را به دیگر دوستان بده، زیرا من از درد و غم رنج میبرم و طعم لذت نوشیدن شراب خالص را حس نمیکنم.
وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست
غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم
هوش مصنوعی: من با این حال و احوال، به شدت در رنج و درد هستم، اما ببینید که چطور با این وضعیت کنار میآیم، چون به چیز خاصی وابسته نیستم و همه چیز را در دست ندارم.