برگردان به زبان ساده
ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
به طبیب من که گوید که چه زار و ناتوانم؟
هوش مصنوعی: به دلیل ناتوانی و ضعف شدیدم، جانم در حال رفتن است و طبیب من به من میگوید که چقدر آشفته و بیپناه هستم.
به گمانِ این فکندم، تن ناتوان به کویت
که سگ تو بر سر آید، به امید استخوانم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد من بدن ضعیفم را به کوی تو سپردهام، زیرا امیدوارم که سگ تو بر سر من بیفتد و من را بپذیرد.
اگر آن که زهر باشد چو تو نوشخند بخشی
به خدا که خوشتر آید ز حیات جاودانم
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند تو که زهر است، لبخند بزند، به خدا قسم که این لبخند برای من از زندگی ابدی هم زیباتر است.
ز غم تو میگریزم من ازین جهان و ترسم
که همان بلای خاطر شود اندر آن جهانم
هوش مصنوعی: از غم تو فرار میکنم و از این دنیا دور میشوم، اما میترسم که در آن دنیا هم همان درد و رنج فکر و یاد تو به سراغم بیاید.
نه قرار مانده وحشی ز غمش مرا نه طاقت
اثری نماند از من اگر این چنین بمانم
هوش مصنوعی: دیگر آرامشی برای من نمانده و از درد و غم این وضعیت هیچ نیرویی در من باقی نمانده است. اگر این حالت ادامه پیدا کند، تحملم تمام خواهد شد.