برگردان به زبان ساده
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
هوش مصنوعی: به او اعتماد کردم و فکر کردم که میتوانم به وفاداریاش تکیه کنم، اما در واقع اشتباه کردم. با عشق به او، همه چیز را باختم و دوباره فهمیدم که خطا کردم.
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم، عبث
ساختم جان را فدای او غلط کردم، غلط
هوش مصنوعی: من عمرم را صرف او کردم و کار بیهودهای انجام دادم. جانم را برای او فدای چیزهایی کردم که اشتباه بودند و به اشتباه رفتم.
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم، خطا
سوختم خود را برای او غلط کردم، غلط
هوش مصنوعی: من به خاطر دلتنگی و غم از دست دادن او، خودم را در درد و ناراحتی فرو بردم و به اشتباه این کار را کردم. در واقع برای عشق او، خودم را سوزاندم و به خاطر این تصمیم نادرست پشیمانم.
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود، بد
جان که دادم در هوای او غلط کردم، غلط
هوش مصنوعی: من به زیبایی چهرهاش علاقهمند شدم و این کار به نظر اشتباه آمد. حالا که جانم را در آرزوی او گذاشتم، متوجه شدم که اشتباه کردهام.
همچو وحشی رفت جانم در هوایش حیف، حیف
خو گرفتم با جفای او غلط کردم، غلط
هوش مصنوعی: جانم به یاد آن محبوب رفته است و افسوس که با ظلم و ستم او آشنا شدم. اشتباه کردم، اشتباه.