برگردان به زبان ساده
کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
جان شیرین داد و غیر از تیشه نامد بر سرش
هوش مصنوعی: کوهنورد به خاطر یاد شیرین و لبِ جان، جان شیرینش را پرورش داد و جز تیشهای در دستش هیچ چیز دیگر نداشت.
آنکه مشت استخوانی بود بگذر سوی او
تا ببینی ز آتش هجران کفن خاکسترش
هوش مصنوعی: کسی که تاروپودش مانند استخوان است و ظاهری خشن دارد، به سوی او برو و ببین که چطور آتش فراق او، او را به خاکستر تبدیل کرده است.
جمله از خاک درش خیزند روز رستخیز
بسکه بیماران غم مردند بر خاک درش
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه از خاک برمیخیزند و به خاطر بیماریهایی که سبب مرگ غمانگیز مردم شده، بر درگاه او تجمع میکنند.
دست برخنجر خرامان میرود آن ترک مست
مانده چشم حسرت خلقی به دست و خنجرش
هوش مصنوعی: دست آن جوان شنگول و زیبا بر روی خنجرش میچرخد، در حالی که عدهای به او نگاه میکنند و در دل آرزوی او را دارند.
فکر زلفت از سر وحشی سر مویی نرفت
گرچه مویی گشت از زلف تو جسم لاغرش
هوش مصنوعی: در ذهن من همیشه تصویر زلف تو وجود دارد، حتی اگر که آن زلف به موهای نازک و کمپشتی تبدیل شده باشد.