برگردان به زبان ساده
دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر
که دلم بهانه جو شد من ازو بهانه جوتر
هوش مصنوعی: به دل و طبیعت خود بگو که نرمتر و ملایمتر شوند، زیرا من به دنبال بهانهای هستم و دلم پر از خواستهها و دلتنگیها شده است.
گله گر کنم ز خویت به جز اینقدر نباشد
که شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر
هوش مصنوعی: اگر از رفتار تو شکایت کنم، نمیتوانم بیش از این بگویم که اگر بخواهی، میتوانی کمی بهتر از این باشی.
همه رنگ حیله بینم پس پردهٔ فریبت
برو ای دو رو که هستی ز گل دورو دوروتر
هوش مصنوعی: من در پشت پردهی فریب تو، هر رنگی از نیرنگ را میبینم. ای دو چهره، به دور بریز این فریب، چرا که تو از گل هم دورتر هستی.
تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری رو
که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر
هوش مصنوعی: تو هرگز به دنبال دیگری نرو، چون در این لحظه خطر بزرگی وجود دارد و دشمنی آماده است که به شکار تو بیاید.
نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش ادایی
همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر
هوش مصنوعی: وحشی در اینجا به شخصی اشاره دارد که از زیباییهای ظاهری و خودنماییهای فردی خوشش نیامده است. او به نوعی از طرز صحبت و رفتارهای تازهوار عصبانی است و سؤال میکند که چه کسی واقعاً میتواند در این نوع بیان جدید و جذابتر باشد. به عبارتی، او به زیبایی ظاهری و فریبندگی بیمعنا انتقاد میکند و به دنبال عمق و صداقت در ارتباطات است.