برگردان به زبان ساده
مرا وصلی نمیباید من و هجر و ملال خود
صلا زن هر که را خواهی تو دانی و وصال خود
هوش مصنوعی: من به وصال نیاز ندارم، زیرا من و جدایی و ناراحتیام در یک حالیم. هر کسی که بخواهد، میداند که چگونه به وصال برسد.
نخواهد بود حال هیچ عاشق همچو حال من
تو گر خود را گذاری با تقاضای جمال خود
هوش مصنوعی: هیچ عاشقی حال و روزی مانند حال من نخواهد داشت، اگر تو با زیباییات خود را به او نشان دهی.
ز من شرمندهای از بسکه کردی جور میدانم
ز پرکاری زمن پنهان نمایی انفعال خود
هوش مصنوعی: تو از من خجالتزدهای بهخاطر تمام کارهایی که کردی. میدانم که به خاطر فعالیتهای زیادت، میخواهی ناتوانی خود را از من پنهان کنی.
زبان خوبست اما بیزبانی چون زبان من
که گردد لال هر گه شرح باید کرد حال خود
هوش مصنوعی: صحبت کردن خوب است، اما بیزبانی مانند حال من است که هر بار باید درباره وضعیت خود توضیح بدهم.
کدام از من بهند این پاک دامان عاشقان تو
قراری داده خواهی بود ما را در خیال خود
هوش مصنوعی: کدام یک از ما که عاشق توست، میتوانی به او وعدهای برای قرار و ملاقات با پاکدامنها بدهی؟ ما همواره در خیال تو هستیم.
چه یاری خوب پیدا کرد نزدیکست کز غصه
به دست خود کنم این چشم و سازم پایمال خود
هوش مصنوعی: من به یاری خوب و نیکو دست یافتهام که به زودی میتوانم از غصههایم دور شوم و درد و رنج خود را فراموش کنم.
نمیگفتم مشو پروانهٔ شمع رخش وحشی
چو نشنیدی نصیحت این زمان میسوز بال خود
هوش مصنوعی: اگر به تو میگفتم که از شمع دوری کن و به آن نزدیک نشوی، حالا که به نصیحت من گوش نکردی، خودت را میسوزانی.