برگردان به زبان ساده
عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد
سر زنجیر گیرد و ز در عقلم درون آرد
هوش مصنوعی: باجنونی که عشق موجب آن میشود، هیچ روزی را نمیتوان تصور کرد که عقل من از کنترل خارج شده و به حالت بیخودانهای بیفتد.
من و رد و قبول بزم سلطانی که دربانش
به سد خواری کند بیرون به سد عزت درون آرد
هوش مصنوعی: من و پذیرش و نپذیرش در میهمانی سلطانی که دربانش به بدبختی کسی را بیرون کند و به مقام و عزت کسی را وارد کند.
به جرم عشق دربند یکی سلطان بی رحمم
که هرکس آید از دیوان او فرمان خون آرد
هوش مصنوعی: به خاطر عشق در چنگال یک پادشاه بیرحم هستم که هر کسی به دیوان او مراجعه کند، حکم خون و قتل را صادر میکند.
سر خسرو ز گل گردد گران فرهاد را نازم
که گلگون را به گردن گیرد و از بیستون آرد
هوش مصنوعی: سر خسرو از گل سنگین میشود و من فرهاد را میستایم که او به خاطر عشق، گلهایی را به گردن میآویزد و از مسیر بیستون عبور میکند.
کمند جذبهٔ معشوق اگر در جان نیاویزد
کسی پروانه را در آتش سوزنده چون آرد
هوش مصنوعی: اگر کسی در دل عاشقانهٔ معشوق گرفتار نشود، چه گناهی دارد که پروانه را در آتش بسوزاند؟
برو فارغ نشین وحشی که نخل آرزومندی
نیارد بار اگر هم آورد بار زبون آرد
هوش مصنوعی: به کسی که به آرزوهایش نمیرسد، بگو که از انتظار دست بردارد. اگر هم بخت یا شانس همراهش باشد، باز هم ممکن است تنها با ناامیدی و حرفهای بیمعنا روبرو شود.