برگردان به زبان ساده
هجران رفیقِ بختِ زبونِ کسی مباد
خصمی چنین دلیر به خونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: دوستانی که نصیب و بخت ضعیفی دارند را نباید ترک کرد، و بیدلیل مشکل و دشمنی برای کسی پیش نیاید.
یارب حریفِ گرمکنی همچو آرزو
گرم اختلاطِ داغِ درونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: خداوند، ای کاش کسی در کنار من باشد که با گرمی و صمیمیت، مانند آرزوهایم، مرا احاطه کند و باعث نشود که داغ درون کسی جراحتی ایجاد کند.
این شعلههای ظاهر و باطن گدازِ هجر
پیراهنِ درون و برونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: این آتشها، که هم در ظاهر و هم در باطن ناشی از درد جدایی هستند، نباید پیراهن درونی و بیرونی کسی را بسوزانند.
آن گریههای شوق که غلتید کوه از او
سیلِ بنای صبر و سکونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: گریههای شوقی که چیزی را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد، نباید باعث شود کسی از صبر و آرامش خود دست بکشد.
صد بندِ شوق پاره کند زورِ آرزو
یارب که بختِ شور و جنونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: شوق و آرزوهای شدید کسی را از هم میگسلد، کاش بختی که به سرنوشت شور و جنون دچار میشود، نصیب کسی نشود.
نعلم به نامِ جملهٔ اجزا در آتش است
جادویِ او به فکرِ فسونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: میدانیم که همهٔ اجزای موجود در آتش تحت تأثیر جادوی او هستند، اما امیدواریم که هیچکس به فکر جادو و فریب نباشد.
وحشی هزار بادیه دورم ز کعبه کرد
این بختِ بد که راهنمونِ کسی مباد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از سرنوشت نامساعد خود سخن میگوید و احساس تنهایی و دوری از مسیر درست را بیان میکند. او از بخت بد خود شکایت دارد که به او اجازه نمیدهد از راهنما یا دلسوزی بهرهمند شود و به جای آن، در دشت وسیع تنها و سرگردان مانده است.