برگردان به زبان ساده
نویدِ آشنایی میدهد چشمِ سخنگویت
گرفته انس گویا نرمیی با تندی خویت
هوش مصنوعی: چشمان تو که سخن میگویند، خبر از آشنایی و آشنایی میدهند. به نظر میرسد که در وجود تو نوعی لطافت وجود دارد، هرچند که رفتار تو گاهی تند و جدی است.
بمیرم پیشِ آن لب اینچنین گاهی تبسم کن
بحمدالله که دیدم بی گره یک بار ابرویت
هوش مصنوعی: میمیرم پیش آن لب که گاهی اینگونه لبخند میزند، الحمدلله که یک بار ابرویت را بدون گره دیدم.
به رویت مردمانِ دیده را هست آنچنان میلی
که ناگه میدوند از خانه بیرون تا سرِ
کویت
هوش مصنوعی: نگاه تو چنان جذابیتی دارد که مردم تماشاچی از شوق ناگهان از خانه بیرون میدوند تا به دیدار تو برسند.
شرابی خوردهام از شوق و زور آورده میترسم
که بردارد مرا ناگاه و بیخود آورد سویت
هوش مصنوعی: من از شوق و هیجان، نوشیدنی خوردهام و از این احساس شدیدی که دارم میترسم ناگهان حالتی پیدا کنم و بیخبر به سمت تو بروم.
ز آتش آب میجویم ببین فکرِ محالِ من
وفاداری طمع میدارم از طبعِ جفاجویت
هوش مصنوعی: من به دنبال آب از میان آتش هستم و این نشاندهندهٔ افکار غیرممکنی است که در سر دارم. در عین حال، از ذات بیوفای تو انتظار وفاداری دارم.
فریبِ غمزه امروز آنقدر خوردم که میباید
مجرب بود هر افسون که بر من خواند جادویت
هوش مصنوعی: امروز آنقدر از نگاه و حرکات فریبندهی تو آسیب دیدم که لازم است در برابر هر جادویی که بر من میخوانی، تجربه و دانش کافی داشته باشم.
چه بودی گر به قدرِ آرزو جان داشتی وحشی
که کردی صدهزاران جان فدای یک سرِ مویت
هوش مصنوعی: اگر به اندازه آرزوهایت زندگی میکردی، چه چیزی میشدی، وحشی؟ تو که صدها جان را فدای یک تار موی خود کردی.