برگردان به زبان ساده
طبّاخ ز پختگی مرا سوخت
از سوختنم رخش بر افروخت
هوش مصنوعی: آشپز به خاطر پختگی من، از سوختن من ناراحت شد و درخشندگی صورتش بیشتر شد.
هست از خط سبز آن گرامی
صبحم، که تعب نموده شامی
هوش مصنوعی: از خط سبز آن صبح عزیز، من هم بیدار شدهام و شبم را تعبیر کردهام.
دل در بر و من ز حیرت او
هر لحظه کنم فغان که کوکو
هوش مصنوعی: دل من در آغوش تو قرار دارد و من از شدت حیرت و شگفتی هر لحظه ناله و فریاد میکنم که چه خبر است.
دارم چشمی به روی جانان
چون چشم پیاز حلقه، حیران
هوش مصنوعی: چشمانم همچون حلقههای پیاز به جانان نگاه میکند و در حیرت و شگفتی هستم.
سوز دلم از رقیب قلاش
همچون مگسِ فتاده بر آش
هوش مصنوعی: دلم به خاطر رقیب بیمقدارم میسوزد، مانند مگسی که روی غذا افتاده است.
از دود، دلم شدست گریان
من چون نشوم کباب بریان
هوش مصنوعی: دلم از دود پر شده و به همین خاطر اشکم در آمده است، چگونه میتوانم ناراحت نباشم در حالی که مانند کبابی در حال سوختن هستم؟
در سینه ی من دل مشوش
کز دوری او بود در آتش
هوش مصنوعی: در قلب من احساسی ناآرام وجود دارد که به خاطر دوری او در حال سوختن و ناراحتی است.
نالان شده، اشک چون چکیده
چون روغنِ داغِ آب دیده
هوش مصنوعی: اشکهایم مانند روغن داغ ریخته میشوند و حالتی نگران و غمگین دارند.
هر گاه نفس کشم دهد بو
دم پخت دلم ز آتش او
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشم، بوی دلی که از عشق او پخته شده را احساس میکنم.
از حسرت آن عذار گل پوش
باشد دل من چو دیگ در جوش
هوش مصنوعی: دل من به شدت از دوری چهره زیبای آن دختر گلگون است، مانند دیگی که در حال جوشیدن باشد.
هر یک به زبان تُرک و تاجیک
چون شعله بود بزیر آن دیگ
هوش مصنوعی: هر کدام از آنها به زبان خود، مثل شعلهای هستند که زیر دیگی میدرخشد.
دل را افزود، از فغان درد
این آش نگشت از نفس سرد
هوش مصنوعی: دل بیشتر از فریاد و دردش برای این آش تنگ شد، اما این عذاب و غم همچنان ادامه دارد و حتی از سرما هم بیتأثیر نیست.