برگردان به زبان ساده
رمّال که از غمش چو نالم
دارد خبری ز کلّ حالم
هوش مصنوعی: دربارهی حال و روز من، غم و اندوهم به حدی است که حتی پیشگو هم از آن باخبر است.
آن شوخ مرا ز حُسن گل بوش
چون قرعه نموده خانه بر دوش
هوش مصنوعی: آن شوخ، مانند گلی خوشبو است که به یک باره زندگیاش را در دوشاش جمع کرده و به سفر رفته است.
ویران دل من که وقف یار است
چون خانه ی رمل بی حصار است
هوش مصنوعی: دل من که تنها برای عشق و معشوق ساخته شده، مانند خانهای بدون دیوار و حفاظ است که به آسانی ویران و تخریب میشود.
از دیدن او دو چشم پُر خون
آتش ریزد چو شمع وارون
هوش مصنوعی: وقتی او را میبینم چشمانم پر از اشک میشود و مانند شمعی که به سمت پایین ذوب میشود، گریه میکنم.
از سیر جمال آن پریوش
شد متصل آب من به آتش
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت او، احساسات و وجود من به شدت درگیر شده و مانند آب و آتش به هم متصل شدهاند.
یاران از من کشند محنت
شرمنده شدم از این جماعت
هوش مصنوعی: دوستان من به خاطر غم و اندوهی که به دوش دارم مرا سرزنش میکنند و من از این جمعیت خجالتزده شدهام.
خون در دلم از غم رفیق است
در عشق چه سازم این طریق است
هوش مصنوعی: دلم از غم دوستی پر از درد و رنج است، حالا در عشق چه باید بکنم؟ این مسیر همینگونه است.