برگردان به زبان ساده
خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد
ساغر می به کفم داد و ز غم شادم کرد
هوش مصنوعی: روزی که مولایم من را از بندگی آزاد کرد، جام می را به دستم داد و باعث شد که از اندوه رها شوم و شادمان شوم.
خبر از نیک و بد عاشقیم هیچ نبود
چشم مست تو در این مرحله استادم کرد
هوش مصنوعی: ما هیچ اطلاعی درباره خوبیها و بدیهای عشق نداریم؛ تنها چشم مست تو در این مرحله، مرا به یادگیری وادار کرده است.
روی شیرینصفتان در نظر آراست مرا
ریخت طرح هوس اندر سر و فرهادم کرد
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و شیرینصفتان در چشمم جلوهگری کرد و افکار و آرزوهای عاشقانه را در ذهنم به وجود آورد.
عاقبت بیخ و بن هستی ما کرد خراب
از کرم، خانهاش آباد که آبادم کرد
هوش مصنوعی: در نهایت، ریشه و پایه وجود ما را به خاطر لطفش ویران کرد، اما خانهاش را آباد نمود و من را نیز به شکوفایی رساند.
رفت بر باد فنا گرد وجودم آخر
دیدی ای دوست که سودای تو بر بادم کرد
هوش مصنوعی: در نهایت وجود من به باد رفت و نابود شد، ای دوست، آیا نمیبینی که عشق و آرزوی تو باعث این نابودی شد؟
بس که فرهاد صفت ناله و فریاد زدم
بیستون ناله و فریاد ز فریادم کرد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به شدت و با احساس بسیار زیاد ناله و فریاد زدم، کوه بیستون به احترام صدای من به ناله و فریاد در آمد.
بودم از زمره رندان خرابات ولیک
قسمت از روز ازل همدم زهادم کرد
هوش مصنوعی: من از جمله جوانان شاد و خوشگذران بودم، اما مقدر شد که از آغاز روزگار، دوستی با افرادی در مسیر دیگری نصیبم شود.
وحدت آن ترک کماندار جفاجو آخر
دیده و دل هدف ناوک بیدادم کرد
هوش مصنوعی: وحدت آن تیرانداز ترک که به من آسیب رساند، آخرین امید و آرزویم را نشانه رفت.