برگردان به زبان ساده
چون تن درست بود، گو مباش دنیایی
که هیچ نیست به دست تو، به ز گیرایی!
هوش مصنوعی: وقتی جسم و وجود تو سالم و درست باشد، دیگر نگران نباش که دنیای مادی هیچ چیز واقعی به دست نمیآورد. بهتر است به دنبال چیزهایی باشی که ارزش واقعی دارند.
چگونه چشم ندارم ز تیرهروزان فیض؟
که میل سرمه بود شمع راه بینایی!
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم چشمپوشی کنم از مشکلات و روزهای سخت؟ زیرا که مانند سرمهای هستم که نور را به بینایی تبدیل میکند!
بگیر گوشه عزلت، اگر جهانگیری
توان گرفتن، این ملک را، به تنهایی
هوش مصنوعی: در گوشهای خلوت و دور از هیاهو زندگی کن، اگر توانایی اداره کردن جهان را داری، پس این کار را به تنهایی انجام بده.
ز چشم خلق جهان، در پناه عیب خودیم
نقاب چهره ما گشته نیل رسوایی
هوش مصنوعی: ما به خاطر عیبهایمان در برابر دیدگان مردم پنهان هستیم و چهرهمان به نوعی نماد رسوایی شده است.
ز بس که نیست سخن آشنایی، اکنون باب
زبان نمیشودم آشنا به گویایی
هوش مصنوعی: به دلیل کمبود گفتگو و صحبتهای آشنا، اکنون نمیتوانم به خوبی و به راحتی حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم.
توان به درگه حق قرب مفلسان دانست
ازینکه نیست نمازی، قبای دارایی
هوش مصنوعی: توانایی نزدیک شدن به درگاه حق را باید در الفت و تواضع افلاسطلبان جستجو کرد، زیرا آنها چیزی از دارایی و مقام ندارند تا مانع ارتباطشان با خداوند باشد.
گذشت کن، که ترا ره به شهر پاکانست
که همت آمده صابون چرک دنیایی
هوش مصنوعی: بگذر و چشمپوشی کن، زیرا تو در مسیر رسیدن به افرادی هستی که پاک و خالصاند. تلاش کن که از آلودگیهای دنیوی رهایی یابی.
اگر نساختهای در لباس، مردم باش
که نیست خرقه، صدرنگ جز خودآرایی
هوش مصنوعی: اگر در ظاهر و لباس خود چیزی نساختهای، بهتر است که انسانی باشی و خود را به نمایش نگذارید، زیرا هیچ چیز جز زیبایی باطن نمیتواند تو را زینت دهد.
به زلف شانه شمشاد صد زبان میگفت
که به شکستگیی از هزار رعنای
هوش مصنوعی: به موهای مجعد و زیبا مانند شمشاد، هزار زبان سخن میگفت که شکستن زنجیرهای زیبایی به آنها آسیب میزند و آنها را خالی از جاذبه میکند.
فریاد سخنم، نشنوند از آن واعظ
که گوشوار نگردد گهر، ز یکتایی
هوش مصنوعی: صدای من را نمیشنوند، چون موعظهکنندهای که نمیتواند به زیباییهای یکتا توجه کند، گوشهایش پر از زینتهاست.