برگردان به زبان ساده
بر من کند از بس غم عشق تو گرانی
بیرون فتد از خاطرم اسرار نهانی
هوش مصنوعی: غم عشق تو آنقدر بر من سنگینی میکند که دیگر نمیتوانم رازهای پنهانم را به یاد بیاورم و از ذهنم خارج میشوند.
ایام چنان برده تواناییم از دست
کز ضعف فتاده است سرشکم ز روانی
هوش مصنوعی: روزگار به قدری ما را ناتوان کرده است که از شدت ضعف، اشکهایمان بیاختیار و روان میشود.
چون تیر از این خانه مهیای سفر باش
آورد ز پیری چو قدت رو بکمانی
هوش مصنوعی: مانند تیری که از کمان رها میشود، آماده سفر باش. از پیری نترس و همچنان همچون جوانی با قامت صاف بایست.
صد حیف که ما پیر جهاندیده نبودیم
روزی که رسیدیم بایام جوانی
هوش مصنوعی: بسیار افسوس که ما در روزگار جوانی خود تجربه و آگاهی لازم را نداشتیم.
احوال ترا دوست چو به از همه داند
واعظ تو هم احوال خود آن به که ندانی!
هوش مصنوعی: دوست باخبرتر از هر کسی از حال توست، و واعظ نیز بهتر است که حال خودش را بداند نه اینکه از حال دیگران حرف بزند.