برگردان به زبان ساده
گاهی سری به خاطر غمناک میکشی
دامان حسن خویش، برین خاک میکشی
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر غم و اندوه، به یاد زیبایی خودت، بر روی این خاک میافتید و از آن غم دور میشوی.
پنداشتم که سایه نخل بلند تست
آن طره سیاه که بر خاک میکشی
هوش مصنوعی: فکر کردم که سایهی نخل بلندی است، اما در واقع آن رشتههای سیاه مویی است که بر روی زمین افتادهاند.
او هم به دام خواهش خود میکشد ترا
صیدی اگر به حلقه فتراک میکشی
هوش مصنوعی: او نیز تو را به خواستههایش میکشاند، چنانکه اگر تو در دام او افتادهای، او نیز تو را به دام خود میبرد.
چون شعله بهر یکدمه گردنکشی ز کبر
تا چند منت خس و خاشاک میکشی؟!
هوش مصنوعی: مثل شعلهای که برای لحظهای سرکشی میکند، تا کی به خاطر خودخواهی و بزرگبینیات بار این حقارت و ناچیزی را بر دوش میکشی؟!
به گل علاقه زین تن ناپاک ای نفس!
دامن چو گردباد، چه بر خاک میکشی؟!
هوش مصنوعی: ای نفس! تو که به گل و زیبایی علاقهمندی، چرا به این بدن ناپاک مشغولی؟ چرا مثل گردباد، خاک را به این حال و هوا میکشی؟
واعظ به خویش پیچی اگر در ره سلوک
چون گرد باد رخت بر افلاک میکشی
هوش مصنوعی: اگر در مسیر سیر و سلوک قرار گرفتی، مانند گردباد که لختی چیزها را به آسمان میبرد، خودت را به سخنرانی و موعظه محدود نکن.