برگردان به زبان ساده
اگر در خواب بینم لنگر آن کوه تمکین را
تهی ز آتش کند خواب گرانم سنگ بالین را
هوش مصنوعی: اگر در خواب ببینم که لنگر آن کوه قدرت و استقامت، به خاطر خواب سنگین من، بیحرکت و خاموش است.
مصور می نماید خال و خطش خانه زین را
مرصع می کند لعل لب او، جام زرین را
هوش مصنوعی: خال و خط او همچون نقوش زیبایی است که به خانه زین جلوه میبخشد، و لب های او مثل لعل، جام زرین را زینت میدهد.
نباشد هر دلی شایسته تصدیع دلداری
مکن زنجیر هر دیوانه یی آن زلف پرچین را
هوش مصنوعی: هر دلی لایق عشق و محبت نیست، پس دلسوزی نکن، زیرا زنجیر هر دیوانهای متعلق به آن زلف پر پیچ و تاب است.
چه همچشمی نماید جام می با گردش چشمی
که کیفیت دهد امروز یادش بزم دوشین را؟
هوش مصنوعی: چطور جام شراب با چشمی که یاد بزم دیروز را زنده میکند، میتواند رقابت کند؟
دل بی لنگرم چون پا فشارد پیش دلداری
که شوخی های او از جا درآرد کوه تمکین را؟
هوش مصنوعی: دل بیلنگر من مانند پای کسی است که در مقابل محبوبی قرار میگیرد که شوخیهایش میتواند سنگینترین کوهها را به لرزه درآورد.
غم او را به یادی دردمندان داده اند از کف
چرا دارد دریغ از وی کسی خود جان شیرین را
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که غم و اندوه معشوق، باعث شده که یاد و خاطرهاش در دل کسانی که در درد و رنج هستند زنده بماند. اما با این حال، هیچکس از این غمزده، مهری به او ندارد و حتی برای او، دردی احساس نمیکند؛ زیرا آنقدر دلبستگی به زندگی و لذتهایش دارد که گویی به یاد او نمیافتد.
گذشتن نیست بر اهل نظر، آسان ازین گلشن
بود خار تعلق هر گلی دامان گلچین را
هوش مصنوعی: اهل نظر نمیتوانند به سادگی از این باغ عبور کنند، چرا که هر گل به دامن گلچین خود، وابستگی و پیوندی دارد که مانند خاری است.
پر است از گرد بی انصافی، این کلفت سرا واعظ
همان بهتر که کس پوشد ز یاران چشم تحسین را
هوش مصنوعی: این مکان پر است از بیانصافی، بهتر است کسی از دوستانش نگاه تحسینآمیز نداشته باشد.