برگردان به زبان ساده
ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیده
به پیش لعل لبت، رنگ در شراب ندیده
هوش مصنوعی: از حیرت تو، کسی مثل کباب نمیچرخد، و در مقابل لب زیبایت، هیچ رنگی مثل شراب دیده نمیشود.
دلم ز دوست بجز تندی و عتاب ندیده
بغیر سیل کس این خانه خراب ندیده
هوش مصنوعی: دلم هیچ چیزی جز سرزنش و خشم از دوست نیاورده و هیچکس جز سیلاب، این خانه ویران را ندیده است.
ز بیم شحنه خوی تو در دیار محبت
کسی جز از غم هجر تو بیحساب ندیده
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از پرچمدار خویش در سرزمین عشق، هیچکس جز به خاطر غم جدایی تو، بیحساب و شمار نرسانده است.
ز پای تا بسرت آنچنان پر سا ز خوبی
که سرمه جای در آن چشم نیم خواب ندیده
هوش مصنوعی: از سر تا پای تو پر از زیبایی هستی که حتی خواب نیمهای هم نمیتواند به چشمانت برسد.
چه اعتماد بحرفی، که آن ز فکر نخیزد
که زود میگسلد، رشته یی که تاب ندیده
هوش مصنوعی: به چه چیزی میتوان اعتماد کرد اگر که نشانهای از اندیشه و تفکر در آن نباشد؟ زیرا این گونه حرفها به آسانی از هم میپاشند، مثل ریسمانی که هرگز کشیده نشده است.
چو نو نیاز به دولت رسید، شور برآرد
چو آب دید، خروشد سفال آب دیده
هوش مصنوعی: وقتی نیاز به خوشبختی و موفقیت به اوج میرسد، مانند آب که فوران میکند و خروش میآورد، سفالی که با آب تر شده است نیز به تلاطم میافتد.
بغیر آن قد شمشاد، نیست در دل واعظ
چو شانه غیر الف، کس درین کتاب ندیده
هوش مصنوعی: واعظ تنها به آن قد و قامت مانند شمشاد میبالد و غیر از این، هیچ چیز در دل او نیست؛ مانند اینکه در این کتاب، غیر از حرف الف، کسی را ندیدهایم.