برگردان به زبان ساده
چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه
قد علم کن سبزه سان در جویبار صبحگاه
هوش مصنوعی: چشمهایت را باز کن مانند غنچه در بهار، و در صبح زود خود را به نمایش بگذار، مانند سبزهای در کنار جویبار.
نیست جای خواب دیگر، چشم من، چون وا شود
نرگس چشم خمار سرمه دار صبحگاه
هوش مصنوعی: چشم من دیگر جایی برای خواب ندارد، چون که وقتی باز شود، نرگس چشم خمار صبحگاه ظاهر میشود.
روزگار از ظلمت شب، رخ در آن شوید، توهم
چهره از عصیان بشو، در چشمه سار صبحگاه
هوش مصنوعی: زمانی که شب تاریک است، روزگار چهرهاش را در آن پنهان میکند. تو هم باید از نافرمانی دست برداری و به مانند صبح زود، در جویبار تازهای، خود را نمایان کنی.
دشت فرصت هر طرف پر از غزال طاعت است
مگذران از خویشتن، وقت شکار صبحگاه
هوش مصنوعی: در دشت زندگی، هر جا که نگاه کنی، پر از نشانهها و فرصتهایی برای انجام کارهای نیک و عبادت است. این زمان مناسب را از دست نده و به فکر خودت نباش، بلکه از انگیزههایت استفاده کن و به دنبال کارهای خیر و روحانی برو.
برده یی بویی گر از کیفیت فیض سحر
خوشتر است از مستی شبها، خمار صبحگاه
هوش مصنوعی: اگر کسی از زیبایی و لطف مظهری در سحرگاه بویی ببرد، این لذت از مستی شبها و حال گیج و خوابآلود صبحگاهی برایش دلپذیرتر خواهد بود.
دامن فرصت بکف، دست توانایی دراز
گل نمی چینی چرا، از شاخسار صبحگاه؟!
هوش مصنوعی: فرصت را غنیمت بشمار و با قدرت و توان خود، چرا از زیباییها و نعمتهای صبحگاهی بهره نمیبری و گل نمیچینی؟
موج زن باشد، گرت در دل شکار مطلبی؛
پشت کن قلاب، در دریا کنار صبحگاه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به چیزی دست پیدا کنی، باید خودت را آماده کنی و موقعیت مناسب را پیدا کنی. مانند ماهیگیری که در صبح زود به دریا میرود و با صبر و حوصله، قلابش را به آب میاندازد تا شکارش را بگیرد.
پیش سالک کو نداند خواب و خور در بندگی
اول شب نیز باشد در شمار صبحگاه
هوش مصنوعی: کسی که در راه بندگی قدم گذاشته است و به حقیقت نزدیک میشود، نمیداند که خواب و خوراک او چه زمانی است. حتی در ابتدای شب، او در حال شمارش زمان صبح است و در انتظار روشنایی و بیداری.
چند واعظ مرده خواب گران غفلتی
زنده شو هان در هوای فیض بار صبحگاه
هوش مصنوعی: چندین واعظ مرده به خواب عمیق هستند و در غفلت به سر میبرند. ای بیدار شو! در هوای صبح، فرصت بهرهمندی از فیض و برکت را غنیمت بشمار.