برگردان به زبان ساده
غم میرمد، ز پیچش زلف سیاه تو
دل کوچه میدهد، به خدنگ نگاه تو
هوش مصنوعی: غم از سر میرود وقتی که زلف سیاه تو به ناز میچرخد و دل کوچهها را به تیر نگاه تو میزند.
از بس که نازک است ترا چهره، میکند
خطّ نرسته پردگی روی ماه تو
هوش مصنوعی: از آنجایی که چهرهی تو بسیار لطیف و زیباست، خطهای نازکی که روی پوستت قرار دارد، به مانند پردهای نرم روی چهرهی ماه تو میافتد.
مژگان دلکش تو عبث خم نگشته است
دزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو بیدلیل به شکل خم درآمدهاند، زیرا نگاه تو به طرز زیرکانهای دل را میرباید.
نتوان نهاد پای طلب از ادب به خاک
سر دادهاند بس که عزیزان به راه تو
هوش مصنوعی: از ادب و احترام به تو، نمیتوانم در برابر درخواست و تمنای خود از زمین پا بگذارم، زیرا عزیزان زیادی به خاطر تو جانشان را فدای این راه کردهاند.
امشب گشایشی نبود چشم صبح را
واعظ گرفته اوج مگر دود آه تو؟!
هوش مصنوعی: امشب خبری از روشن شدن صبح نیست، انگار واعظ یا همان واعظان مانع دیده شدن صبح هستند، جز اینکه دود آه تو بالا رفته است؟