برگردان به زبان ساده
میکند گرمی بما هر بیوفائی غیر تو
میبرد ره خانه ام را، هر بلایی غیر تو
هوش مصنوعی: هر بیوفایی جز تو، گرما و شوق را از ما میگیرد و هر مشکل و بلا غیر از تو، راه خانهام را میبندد.
زین شکفته روی تر بر خور بما، ای شام غم
ما درین غربت نداریم آشنایی غیر تو
هوش مصنوعی: ای گل زیبا، بر ما بخند و به ما برسان شادی، زیرا در این دوری و غربت، غم ما شب تاریک است و غیر از تو هیچ آشنایی نداریم.
برگ عیشی ساز کن، ای عشق از داغ جنون
خانه دل را نباشد کدخدایی غیر تو
هوش مصنوعی: ای عشق، برایم شادی و خوشی فراهم کن؛ زیرا از شدت داغ و سوز جنون، هیچ کس جز تو نمیتواند در دل من حکومت کند و آن را آرام نماید.
یا شمشاد تو ام دارد درین پیری بپای
این قد خم گشته را، نبود عصایی غیر تو
هوش مصنوعی: نمیتوانم بدون تو به راهی ادامه دهم، زیرا تو همچون شمشادی در کنار من هستی و در این روزهای پیری، تنها به تو تکیه کردهام.
خاطرم دامان پر گل گشته از یاد رخت
عاشقان را، نیست باغ دلگشایی غیر تو
هوش مصنوعی: یاد تو مانند دامن پر از گل در خاطرم است و هیچ جای دیگری وجود ندارد که دل را شاد کند جز تو.
تا بکی خاموش بنشینی ز غم، واعظ، بنال
این چمن را نیست مرغ خوش نوایی غیر تو
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی از غم خاموش بنشینی؟ ای واعظ، بدان که در این باغ، هیچ پرنده خوش صدایی جز تو نیست.