برگردان به زبان ساده
دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
گریه بر انجام کار خویشتن آغاز کن
هوش مصنوعی: چشمانت را مانند شبنم بگشا و در این باغ پر از گل، به یاد عبرتها فکر کن. بر انجام کارهایی که انجام دادهای، غمگین باش و گریه کن.
چشم رفت و،گوش رفت و، عقل رفت و،هوش رفت
ای دل آمد آمد مرگست، چشمی باز کن!
هوش مصنوعی: چشم و گوش و عقل و هوش همه از بین رفتهاند، ای دل! مرگ نزدیک است، پس چشمانت را باز کن!
استخوانت گشت چون نی، ناله یی از دل بر آر
قامتت شد چنگ، قانون فغان را ساز کن
هوش مصنوعی: بدنت به مانند نی میشود، پس از عمق دل نالهای برآور. قامتت مثل یک چنگ شده، به ساز کردن نغمهی فریادها بپرداز.
یک دوروزی خواب غفلت کن، بچشم دل حرام
تا قیامت در فراش خاک، خواب ناز کن
هوش مصنوعی: در مدت کوتاهی غفلت کن و از نور حقیقت غافل بمان، تا زمانی که عمرت به پایان برسد در خاک بخواب و از نعمتهای دنیا بهرهمند شو.
خاک پا شو، تا شود دشمن زبد گویی خموش
خویشتن را سرمه خصم بلند آواز کن
هوش مصنوعی: خودت را کوچک و بیاهمیت کن، تا دشمنان نتوانند با پرحرفی تو را ناراحت کنند؛ بهجای آن، با گفتار سنجیده و منطقی خود، صدای خصم را پایین بیاور.
زهر چشمش نوش کردن، کار هر بیظرف نیست
میکش ای دل ناز آن طناز و، بر خود ناز کن
هوش مصنوعی: زهر چشم او را فقط هر کسی نمیتواند تحمل کند. ای دل! عشق آن دلبر را بچش و خودت را هم به ناز و عیش بزن.
واعظ این وحشت سرا کی جای بال افشانی است؟
گر فراغ بال خواهی، زین قفس پرواز کن
هوش مصنوعی: ای واعظ، در این مکان نامناسب برای پرواز و آزادی فکر و خیال، چه جای بال گشودن است؟ اگر به دنبال آزادی و آرامش واقعی هستی، از این زندان رهایی یاب و به آسمان پرواز کن.