برگردان به زبان ساده
در دل میگشاید، چشم از اغیار پوشیدن
کلید قفل دل باشد، نگه بر خویش دزدیدن
هوش مصنوعی: در دل انسان، با بسته نگه داشتن چشم به دیگران و دور شدن از آنان، قفل دل باز میشود و این راز در درون خود را باید با نگاهمان به خودمان نگه داریم.
برای آفتاب حشر، از بیم تهیدستی
تواند سایه بید تو شد بر خویش لرزیدن
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از فقر و بیپولی، سایه درخت بید بر من میافتد و من از این وضعیت لرزانم.
بجنگ خویشتن برخیز، تا با دوست بنشینی
چو صلح یار خواهی، بایدت از خویش رنجیدن
هوش مصنوعی: برای دوستی و آرامش با دیگران، اول باید با خودت مبارزه کنی و از خواستهها و ناهنجاریهای درونیات فراتر بروی. اگر میخواهی با دوستانت در صلح باشی، باید اول با مشکلات و درگیریهای درون خودت کنار بیایی.
نگیری تا اجازت، از تأمل لب ز هم مگشا
گران کن پله مقدار خود از حرف سنجیدن
هوش مصنوعی: تا زمانی که اجازه ندادهای، با فکر و تأمل حرف نزن و در گفتارت زیادهگویی نکن. خود را بیشتر از آنچه هستی نشان نده و به اندازهای که شایستهاش هستی، صحبت کن.
بدرد عشق کاهیدن، ز کافر نعمتی باشد
چو چین جبهه میباید زغم بر خویش بالیدن
هوش مصنوعی: درد عشق را تحمل کردن، نعمتی برای کافر است. مانند چهرهای که در اثر غم به چروک میآید، باید بر خود غمگین ماند و بار احساسات را تحمل کرد.
تلاش گریه کن، بر روزگار خویشتن واعظ
نزیبد جز بچاک سینه ها بسیار خندیدن
هوش مصنوعی: به خاطر روزگار سختی که در آن هستی، تلاش کن و گریه کن. جز افرادی که دلشکسته هستند، هیچ کس نباید از زندگی خیلی بخندد.