برگردان به زبان ساده
به این سامان چه ساز عیش دیگر میتوان کردن؟
که باید دستگردان خنده را از زعفران کردن!
هوش مصنوعی: در این طبیعت چه لذتی میتوان گرفت، وقتی که باید از زعفران خنده را خلق کرد؟
ز ما با این عصا و پشت خم، دیگر چه کار آید؟
به این تیر و کمان، صید چه مطلب میتوان کردن؟!
هوش مصنوعی: با این وضعیت که ما داریم، چه کار میتوانیم انجام دهیم؟ با این تبر و ابزار، آیا میتوانیم به شکار چیزی برویم؟
جوانی چشم نگشوده است، کآمد موسم پیری
درین گلزار گل ناکرده میباید خزان کردن
هوش مصنوعی: جوانی که هنوز تجربهای ندارد، به ناگهان وارد مرحله پیری میشود و در این باغ زیبا که هیچ گلی نچیده است، باید به استقبال خزان برود.
بلندی دارد از بس رتبه افتادگی پیشم
نشاید خاکساران را تلاش آستان کردن
هوش مصنوعی: با توجه به مقام والایی که دارم، برای خاکیها مناسب نیست که در آستان من تلاش کنند یا خود را به من نزدیک کنند.
اگر خواهی نبیند بد، تلاش بیوجودی کن
که در بیمایگی، هرگز نمیباشد زیان کردن
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی چیزی منفی را ببینی، باید تلاش کنی که بیتوجهی کنی؛ چون در حالتی که هیچ ارزشی برای چیزی قائل نباشی، هرگز ضرر نخواهی کرد.
جواب انتقامت باید آخر داد، ای ظالم
وگرنه با ضعیفان هرچه خواهی، میتوان کردن
هوش مصنوعی: برای ظلمی که کردهای باید در نهایت پاسخگو باشی، ای ستمگر، وگرنه میتوانی هر کاری که بخواهی با افراد ضعیف انجام دهی.
ز احوال من زار حزین، یک شمه این باشد
که: از احوال خود یک شمه نتوانم بیان کردن
هوش مصنوعی: از حال و روز غمگین و دلbroken خود، فقط این را میتوانم بگویم که نمیتوانم حتی کمترین چیزی از احوال خود را بیان کنم.
ز کم گشتن فزون کن، در دو عالم قیمت خود را
درین بازار نبود مایهای غیر از زیان کردن
هوش مصنوعی: از کم شدن دست بردار و بر ارزش خود بیفزا، زیرا در این دنیا و آن دنیا، هیچ چیزی برای تو در این بازار وجود ندارد جز اینکه زیان میکنی.
نباشد جای ما لببستگان واعظ در آن محفل
که باید عرض حال خویشتن را با زبان کردن
هوش مصنوعی: در آن مجلسی که باید وضعیت خود را با سخن بیان کرد، جایی برای ما که سکوت کردهایم وجود ندارد.