برگردان به زبان ساده
پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشان
ره بحشمت ندهد، خاک در درویشان
هوش مصنوعی: کسی که از نعمت و ثروت محروم است، نمیتواند به کسانی که زندگی ساده و بیآلایش دارند، احترام نگذارد و برای آنها ارزشی قائل شود. در حقیقت، خاک درویشان به معنای بیارزشی و عدم احترام به آنهاست، چون چنین شخصی تنها به وضعیت اجتماعی و مادی میاندیشد.
ندهد حاجتشان، راه بتصدیع کسی
بار صندل نکشد، دردسر درویشان
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که اگر کسی نتواند نیازها و خواستههای دیگران را برآورده کند و در اوضاع بدی قرار داشته باشد، باعث دشواری برای دیگران، به ویژه افراد نیازمند، خواهد شد. به نوعی، اگر کسی نتواند به دیگران کمک کند، ممکن است خود او نیز در مشکلات و گرفتاریهایی به سر ببرد.
طایر گلشن قدسند ز فارغبالی
ای ستمگر نخوری هان بپر درویشان!
هوش مصنوعی: پرندگان باغ بهشت از دنیای آزاد به سوی تو آمدهاند، ای ستمگر! مواظب باش که به درویشان آسیب نرسانی!
وقت این خانه بدوشان، همه صبح وطنست
شام غربت نبود، در سفر درویشان
هوش مصنوعی: این خانهگردهای بیخانمان، هر صبح خود را در وطن میگذرانند و غروبشان در غم دوری از آن نمیگذرد؛ آنها همیشه در حال سفر و رنج هستند.
همچو داغی که سیاهی فگند، از همت
دزدد از چتر شهی فرق سر درویشان
هوش مصنوعی: مانند داغی که از سیاهی به زمین میافتد، همت را از زیر چتر پادشاهی به سر درویشان میرباید.
قیمت خویش بافتادگی افزون سازند
خاکساری بود آب گهر درویشان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افرادی که در جامعه خود را در تنگنا میبینند و به نوعی خاکسار و humble هستند، ارزش و قیمت خود را از طریق نجابت و محبت به دیگران افزایش میدهند. در واقع، گرچه ممکن است در ظاهر در موقعیتهای سختی قرار داشته باشند، اما درونشان مملو از ارزشها و صفات خوب است که به آنها اعتبار میبخشد.
هرکسی غره بکسب هنری گشته و، هست
به هنر غره نگشتن، هنر درویشان
هوش مصنوعی: هر کس به کسب مهارت و هنری افتخار میکند و مغرور میشود، ولی در حقیقت، بزرگترین هنرمندها کسانی هستند که به این غرور دچار نشدند و از هنر خود به سادهگی بهره میبرند.
از دعا گرددشان کام دو عالم حاصل
شعله آه بود شاخ زر درویشان
هوش مصنوعی: از دعا و آرزوهای درویشان، آنها به خواستههای خود در دو جهان میرسند؛ مانند شعلهای که زبانه میکشد و درخت زرین درویشان را میسازد.
نشود همتشان بارکش منت خلق
بر ندارد ز هما سایه سر درویشان
هوش مصنوعی: اگر آنها اراده کنند، بار فشاری از جانب مردم را به دوش نمیکشند و سایه درویشان بر سرشان نمینشیند.
جمله تن گشته نگاه و، گل عبرت چینند
هست عالم همه باغ نظر درویشان
هوش مصنوعی: تمام وجود انسان مانند نگاهی است که در آن، گلهای عبرت و درسها چیده میشوند. دنیا همچون باغی است که در آن درویشان و عارفان به تماشا نشستهاند.
با خبر باش، مبادا که بسنگ سخنی
بشکند از تو دل با خبر درویشان
هوش مصنوعی: مراقب باش که با حرفهای ناپسند، دل کسی را نشکنی؛ زیرا ممکن است این سخنان به گوش درویشان برسد و تاثیر بدی بگذارد.
کشوری زیر و زبر از رگ ابری گردد
با حذر باش ز مژگان تر درویشان
هوش مصنوعی: کشوری که به خاطر اشکهای درویشان به آشفتگی میافتد، باید مراقب باشی که از مژگان آنها دلتنگ نشوی.
هر چه دارند چو گل، بر کف دست کرمست
بخل گو کیسه ندوزد بزر درویشان
هوش مصنوعی: هر چیزی که دارند مانند گل، بر روی کف دست کرم است. بخل نکن و بگو تا چه زمانی درویشان کیسهای ندوختهاند.
چشمشان بر خط صنعست بهر جا نگرند
هست عینک دو جهان در نظر درویشان
هوش مصنوعی: چشمهای آنها بر نشانههای خالق ایستاده و به هر سو که نگاه کنند، واقعیات دو عالم در چشم درویشان نمایان میشود.
قسم خلق چو دایم بسر شاه بود
قسم ما نبود جز بسر درویشان
هوش مصنوعی: این بیت به تفاوتهای اجتماعی و مقامها اشاره دارد. شاعر میگوید که قسم و قسمخوردن مردم عادی همیشه به خاطر مقام و جایگاه شاهان است، اما قسم ما (در اینجا درویشان یا فقیران) به چیزی جز زندگی ساده و معیشت ما مربوط نیست. در واقع، او به نوعی نقد اجتماعی میکند و بر این نکته تأکید دارد که ارزشها و تعهدات انسانها در طبقات مختلف جامعه متفاوت است.
گرچه در کام تو واعظ سخن حق تلخست
مگذر از سخن چون شکر درویشان
هوش مصنوعی: اگرچه کلام پند دهنده ممکن است برای تو ناخوشایند و تلخ به نظر برسد، اما باید از آن بگذری، مانند اینکه در میان درویشان شکر وجود دارد.