برگردان به زبان ساده
از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان
گیسوی آه حسرت ما از قفا کشان
هوش مصنوعی: زندگیمان به سرعت گذشته و ما در حسرت زیباییهای محبوبانمان هستیم. موهای پرپشت و دلفریب آنها در یاد ما مانده و ما در آرزوی دیدن دوبارهشان هستیم.
از خانه ماهروی من آمد چو شب برون
شد کوچه پر ز دیده حیران چو کهکشان
هوش مصنوعی: وقتی که شب به بیرون از خانهی دختر زیبا آمده، کوچه پر شده از افرادی که در حیرت و شگفتی هستند، همچون ستارههایی که در آسمان میدرخشند.
پیوسته سوی خود، رخ عاشق نگاه او
چشم مرا ز تار نگه برده موکشان
هوش مصنوعی: چشم من همیشه به سوی محبوب دوخته شده است و نگاه عاشقانه او به راحتی مرا از دنیای تیره و تار خودم جدا کرده است.
هر چند پای بر دلم افشرد کوه صبر
از خویش برد آن خم زلفم، کشان کشان
هوش مصنوعی: هرچند که فشار زیادی به دلم آوردند، اما زلیخای غم من، با نرمی و کشش زلفش، صبر و استقامت مرا از من گرفت.
گفتی که: کیست واعظ ما؟ همچو زلف تو
سر حلقه جماعت خاطر مشوشان!
هوش مصنوعی: گفتی: واعظ ما کیست؟ مثل زلف تو، که در وسط حلقه جمعیت، دلها را مشغول و پریشان کرده است!