برگردان به زبان ساده
درست نیست گشودن به خنده لب چندان
که خویش را شکند، پسته چون شود خندان
هوش مصنوعی: خندیدن به حدی که آدم خود را بشکند، درست نیست؛ مانند پسته که وقتی پوستش میشکند، خندان میشود.
به ملک صبر ترا خاتم سلیمانیست
جگر شود چو نگیندان گوهر دندان
هوش مصنوعی: صبر تو مانند انگشتری است که متعلق به سلیمان است. وقتی که در دل به یاد گوهر گرانبهایی بیفتی، دل به درد میآید و مانند جگر آسیب میبیند.
تو یوسفی و، جهان بقا ترا مصر است
چنانکه صلب و رحم چاه و، این جهان زندان
هوش مصنوعی: تو مانند یوسف هستی و این دنیا برای تو مانند مصر است. همانطور که صلب و رحم مکانی برای تولد یوسف بودند، این جهان نیز زندانی است که تو در آن گرفتار هستی.
زمانه ایست که چون آمد آمد دشمن
بری چو نام گدایی، کنند دربندان!
هوش مصنوعی: زمانهای است که وقتی دشمن میآید، مثل نام گدایی، دربندان و گرفتار میشوند.
توان گرفت به سرکوب ازین بخیلان زر
توان گر آب گرفتن به پتک از سندان!
هوش مصنوعی: میتوان برای مبارزه با افراد بدجنس و بخیل، از قدرت خود استفاده کرد، اما اگر بخواهی از سنگین و سختی زندگی چیزی به دست آوری، باید با تلاش و کوشش به آن دست یابی.
چو کنده شد ز وطن دل، دگر نسازد کار
چه عقده واکند از جا، چو کنده شود دندان؟!
هوش مصنوعی: وقتی دل از وطن جدا شود، دیگر هیچ چیزی نمیتواند آن را به کار بیندازد. مانند دندانی که از لثه بیفتد، دیگر نمیتوان بر آن فشار آورد یا از آن استفاده کرد.
فتاده ز آن غم لیلی بگردن مجنون
که کار عشق نمی آید از خردمندان
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر عشق لیلی دچار درد و رنج شده است، زیرا عشق کار انسانهای عاقل نیست و از آنها برنمیآید.
چو پا بمصر عزیز نهاد یوسف، گفت:
نبود مسند دولت براحت زندان!
هوش مصنوعی: هنگامی که یوسف در مصر قدم گذاشت و مقام بلندش را پیدا کرد، گفت که در زندان هم نمیتوانست به راحتی بر جایگاه قدرت تکیه کند.
ز فکر رشته روزی، دگر چه تاب خوری
چو گشت درج دهن خالی از در دندان؟!
هوش مصنوعی: وقتی به فکر روزی و تأمین معاش باشی، چه نیازی به نگرانی داری؟ وقتی که فکری نداری و دندانهایت در دهانت خالی مانده، نمیتوانی فشار و استرس را تحمل کنی.
مدار صحبت این عاقلان بخود داریست
کجاست حلقه اطفال و مجمع رندان
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که افراد عاقل در گفتوگوهای خود مراقب و محتاط هستند، در حالی که در مقابل، جایی برای بازی و شادابی کودکان و جمع افراد خوشگذران وجود ندارد. به نوعی، این بیانکننده تفاوت بین ادب و احتیاط عاقلان و آزادگی و بیخیالی جوانان و شادابی رندان است.
ازین باین دو سه مصراع خوشدلم واعظ
که بسته چشم پدر از عیوب فرزندان
هوش مصنوعی: من از این شعر خوشحالم که واعظ با بستن چشم پدر، عیبهای فرزندان را نادیده گرفته است.