برگردان به زبان ساده
نبسته جز بدی من، کمر بکینه مرا
ز سنگ گوهر خود، نالد آبگینه مرا
هوش مصنوعی: فقط بدی من باعث گرفته شدن کمر من است و از سنگی که به خاطر خودم است، گویی آبگینهای در حال نالیدن است.
شکستگی است، ز بس سرنوشت کشتی من
بجز شکسته خطی نیست در سفینه مرا
هوش مصنوعی: کشتی من به خاطر سرنوشت بدش، تنها آثاری از شکستگی به جا گذاشته است و هیچ خط دیگری در سفرنامهام نیست.
ز درد اینکه جدا گشته ام ز شمشادش
الف الف شده چون شانه لوح سینه مرا
هوش مصنوعی: از درد جدایی از او، دل من همچون هزاران خط بر روی لوح سینهام نقش بسته است.
ز تنگدستی از آن دست برنمیدارم
که پادشاهی فقر است ازین خزینه مرا
هوش مصنوعی: از روی تنگدستی دست نخواهم کشید، چون فقر در دل من همانند پادشاهی است که در این خزانهام قرار دارد.
ز یاد سنگدلیهای او پرم، ترسم
که تیر او ننشیند دگر به سینه مرا
هوش مصنوعی: من به یاد بیرحمیهای او پر شدهام و میترسم که تیرهایش دیگر به قلب من نرسد.
چگونه واعظ با این پلاس پوشیها
باین لباس پرستان نموده پینه مرا
هوش مصنوعی: چطور ممکن است واعظ با این جامههای ساده و پارهاش، به این کسانی که فقط به لباسهای زیبا و تشریفات اهمیت میدهند، پیغام من را برساند؟