برگردان به زبان ساده
بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم
خود را بشوق راهروی وا گذاشتیم
هوش مصنوعی: بدون راهنما، بر مسیر جستجو قدم گذاشتیم و خود را با اشتیاق به مسیر جدیدی سپردیم.
تدبیر دلگشایی ما، هیچکس نکرد
این کار را بدامن صحرا گذاشتیم
هوش مصنوعی: نقشه و تدبیر شادی ما، کسی نتوانست به خوبی انجام دهد. ما این کار را در دامن طبیعت و دل صحرا قرار دادیم.
راضی بدلشکستگی جهل خود شدیم
گردنکشی بمردم دانا گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما با نادانی خود به بدبختی رضایت دادیم و به نادانی خود مغرور شدیم، در حالی که دانایان و فرزانگان را نادیده گرفتیم.
با ما هر آنچه خصم توانست کرد کرد
ما انتقام خود بمدارا گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما هر چه دشمنان توانستند به ما آسیب رساندند، اما ما انتقام خود را با صبوری و آرامش کنار گذاشتیم.
اینجا کسی چو پرسش احوال ما نکرد
ما حال خود بپرسش فردا گذاشتیم
هوش مصنوعی: اینجا هیچکس احوال ما را نپرسید، بنابراین ما هم حال خود را به فردا موکول کردیم تا بپرسیم.
در کارها ز خود نکشیدیم منتی
جز اینکه کار خود بخدا واگذاشتیم
هوش مصنوعی: ما در کارهایمان هیچگونه انتظاری از دیگران نداشتیم، جز اینکه کارهایمان را به خدا سپردیم.
نگذاشتیم در دل خود هیچ زندگی
تا دل بزندگانی دنیا گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما هیچ لذتی را در دل خود باقی نگذاشتیم تا تمام احساسات و زندگی خود را در دنیای پر زرق و برق بگذاریم.
در خون دل بخنده نشستن نبود رسم
این رسم ما بگردن مینا گذاشتیم
هوش مصنوعی: خنده بر چهره در حالی که دل غمگین است، کار عادی و مرسومی نیست. ما این سنت را ایجاد کردیم که آن را به گردن مینا، یعنی ظرفی تزیینی، آویزان کنیم.
واعظ شد اولین قدم ما بهشت فیض
تا پای خواهش از سر دنیا گذاشتیم
هوش مصنوعی: نخستین گام ما به سوی بهشت فیض، به واسطه وعظ و نصیحت بود، اما زمانی که از خواستههای دنیوی خود گذشتیم، به حقیقت نزدیکی پیدا کردیم.