برگردان به زبان ساده
ز غم گر سوختم، نزدیک یار مهوش خویشم
شدم خاکستر، اما همنشین آتش خویشم
هوش مصنوعی: اگر از غم بسوزم، در کنار محبوب زیبا، به خاکستر تبدیل میشوم، اما هنوز هم همدم آتش وجودم هستم.
بهر جا باشد او، من دور گرد آن سر کویم
خیالش تا بدل جا کرده، من هجران کش خویشم
هوش مصنوعی: هر جا که او باشد، من دور و بر آن مکان میچرخم. حتی اگر او در جایی دیگر باشد، من به یاد و خیال او دائماً افسوس و غم هجران را به جان میخرم.
فلک را نیست جرم،این اضطراب از خویشتن دارم
در این مجمر شرار آسا سپند آتش خویشم
هوش مصنوعی: آسمان هیچ نقشی در این بیقراری ندارد؛ این بیقراری از خودم ناشی میشود و در دل مانند زبانهای آتش میسوزم.
چو حرف وصل گوید، خویش را دور افگنم اول
برای صید مطلب تیر روی ترکش خویشم
هوش مصنوعی: وقتی سخن از وصال و نزدیکی به میان میآید، خود را از دیگران دور میکنم تا بتوانم به دنبال هدفم بروم. میخواهم تیر نگاه زیبای محبوبم را شکار کنم.
سراپا گرچه واعظ هستیم باشد ازو، لیکن
شررسان در فلاخن، از فروغ آتش خویشم
هوش مصنوعی: ما هرچند خود را موعظهگر میدانیم و تلاش داریم دیگران را به راه درست هدایت کنیم، اما درون خود آتش شعلهوریم که میتواند به دیگران آسیب برساند.